محمد رضا باهنر : گروه خونی ام به اصلاح طلبان نمی خورد

دریافت هر روزه جدیدترین اخبار :

دریافت خبرنامه

گوناگون

قیمت بالای گلکسی s8 در تولید

قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......

جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۳۹۶

سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر در سال 1396 ......

ظرفیت اینترنت ایران ۱۰ برابر می شود

محمود خسروی امروز شنبه در مراسم دید و بازدید نوروزی ......

اینترنت رایگان در ایام اربعین حسینی از نجف تا کربلا

معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......

اجتماعی و حوادث

قاتل همسر بنیامین بهادری پیدا شد

این روزها بنیامین بهادری نقل همه مجلس هاست؛ از فاجعه ......

قتل صفدر رحمت آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت با دو گلوله

مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیه‌ایی جزییات حادثه‌تیرانداری ......

زنی که بعد از بریدن سرش زنده ماند

یک مرد ۲۲ ساله در ولایت کندزافغانستان پس از آن ......

اعدام در ملاء عام مجازات تجاوز به زن خانه دار

جوان معتاد که در تجاوزبه‌عنف به زن همسایه مجرم شناخته ......

سلامت

سازمان غذا و دارو نواقص توزیع شربت تریاک را پذیرفت

دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......

راه های انتقال بیماری ایدز را بشناسید

بیماری ایدز و ترس از اینکه در اثر تماس های ......

آب در کنار ماء الشعیر بهترین مایعات برای سنگ کلیه

سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......

پشه ها دیگر انسان را نیش نخواهند زد

در یک پیشرفت علمی، دانشمندان توانستند پشه ها را به ......

دینی

نحوه خواندن صد سلام و صد لعن در زیارت عاشورا

در قسمتی از زیارت عاشورا صد سلام و صد لعن ......

استفتا در مورد نحسی عدد سیزده و سیزده بدر از آیت الله مکارم

نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......

آثار مخرب دنیوی و اخروی دوستی دختر و پسر

دوستی دختر و پسر از مواردی است که آثار مخرب ......

روح انسان زن است یا مرد ؟

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در نوشتاری اصل خلقت زن و ......

محمد رضا باهنر : گروه خونی ام به اصلاح طلبان نمی خورد

به گزارش اخبارگو ، روزنامه شرق نوشت:

برخلاف روزهای دیگر سال که به سختی می‌توان پیدایش کرد؛ این روزها در دسترس است و کمتر روزی است که نامی و خبری از وی در سایت‌ها و نشریات خبری نباشد؛ حضوری که بیشتر به برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس در تهران بازمی‌گردد. او که به گفته خودش در نظرسنجی‌های چند روز پایانی تبلیغات مرحله اول انتخابات مجلس جزو نفرات اول بود، از اینکه چرا به نفر بیست‌وپنجم رسید متعجب است و ریشه‌اش را در تخریب‌های رخ داده در سه روز پایانی تبلیغات می‌داند. «محمدرضا باهنر»، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین که ۲۴ سال از عمر سیاسی‌اش را در شش دوره مختلف مجلس گذرانده است.

به گفته خودش تا به حال از نفر ششم و هفتم عقب‌تر نرفته است، حالا رای آوردن خودش را در مرحله دوم بین نفر پنجم تا بیست‌وپنجم در تلرانس می‌بیند. چه در روزهایی که جبهه متحد اصولگرایان از جبهه مقابلش یعنی جبهه پایداری دلخوشی ندارد و در بیانیه‌ای اعلام کرده است که پاسخ تخریب‌ها را می‌دهد، باهنر هم از تخریب‌ها دلخوش نیست و نمی‌داند که چرا اینچنین مورد تخریب قرار می‌گیرد. هفته‌ای مانده به برگزاری دومین مرحله انتخابات مجلس نهم، در گفت‌وگویی که با باهنر انجام دادیم نایب‌رییس مجلس هشتم چندان دربرابر این نکته که مجلس عملکرد چندان مناسبی در برابر دولت نداشته کوتاه نیامد و مصلحت‌ها را عامل برخی از آنها دانست هرچند که انتصاب انجام شده در وزارت رفاه را نپسندید. باهنر که می‌گوید گروه خونی‌اش به اصلاح‌طلبان نمی‌خورد غیبت پررنگ اصلاح‌طلبان را علت کشیده شدن انتخابات به دور دوم نمی‌خواند و مثال مجلس سوم را می‌زند.

او در گفت‌وگوی خود با «شرق» منتخبان دور اول مجلس را جزو حامیان صریح احمدی‌نژاد ندانست و گفت: «در دوره گذشته یک تعدادی از کاندیداها بودند که افتخار می‌کردند خودشان را در طیف آقای رییس‌جمهور ببینند اما این دوره این چیزها وجود نداشت. ما حداقل کسانی را که می‌شناسیم و به مجلس نهم تشریف آوردند این‌طور تعریفی در موردشان نداریم.»

‌به نظر می‌آید در انتخابات دور اول مجلس نهم بخش قابل توجهی از اصولگرایان سنتی به نوعی ناکام ماندند. به اعتقاد شما علت چنین عدم اقبالی چه بود؟
در جبهه اصولگرایان با توجه به تعدد کاندیداها و فهرست‌های نسبتا متنوع، آرا پراکنده شد و انتخابات مثل حوزه تهران به دور دوم کشید. من یادم است مجلس سوم و چهارم هم این‌طور شد. اینکه شما می‌فرمایید سنتی‌ها عقب افتادند، من نمی‌دانم، چون فهرست‌هایی در تهران با هم رقابت می‌کردند که چهار، پنج فهرست مشهور بیشتر نبودند. جبهه متحد، جبهه پایداری، صدای ملت، جبهه ایستادگی و بعد هم یک مقدار کوچک‌تر حامیان ولایت و… بودند. اینکه کدام‌شان جلو و کدام‌شان عقب افتادند، قاعدتا شما باید یک مقدار تحلیل کرده باشید. مثلا معدل رای فهرست جبهه پایداری چقدر بوده؟ معدل رای جبهه متحد چقدر بود. بنابراین خیلی حسی نمی‌توان حرف زد و من فکر می‌کنم اگرچه از ۳۰ نفر اول پنج نفر رای آوردند و ۵۰ نفر به مرحله دوم راه پیداکردند، ولی به هر حال جبهه متحد آدم بیشتری نسبت به بقیه فهرست‌ها دارد. ولی به طور کلی من مجموعا از هیچ پنجره‌ای وارد نشدم که به این نتیجه برسم که اصولگرایان سنتی عقب افتادند.

‌ آقای سلیمی‌نمین در مصاحبه‌ای که چندی پیش انجام داده بودند، مشخصا با اشاره به موتلفه و ناکامی‌اش در انتخابات مرحله اول گفتند این اتفاقی که افتاده به خاطر عملکرد ضعیف این نیروها و ناشناخته بودن‌شان در میان مردم بوده است.
نمی‌خواهم این گفته را تکذیب کنم اما مستند نیست، اگر بخواهیم وارد این شویم، مثلا فرض کنید اسامی که این دوره در فهرست ما بودند. دوره گذشته هم بودند مثلا فرض کنید آقای بادامچیان، خانم افتخاری و… باید ببینیم در دوره هشتم رتبه‌ این افراد چند بوده و الان رتبه‌شان چند است. همه فهرست‌ها به نسبت دوره گذشته یک افت داشتند علتش هم عرض کردم پراکندگی تعددی فهرست‌ها بود و یک مقدار هم جمعیت بالایی که رای دادند.

‌ فکر نمی‌کنید عدم حضور اصلاح‌طلبان باعث کشیده شدن انتخابات به دور دوم شد؟
در رقابت مجلس سوم هم همین‌طور بود. ما با اصلاح‌طلبان رقیب بودیم (البته آن موقع می‌گفتند چپ و راست) و ۲۸ نفر از نمایندگان به مرحله دوم رفتند و مجلس پنجم هم این‌طور بود (دوره‌ای که آقای ناطق و خانم فائزه هاشمی رفتند). ببینید من هیچ موقع اصلاح‌طلبی را مترادف با فتنه‌انگیزی و فتنه‌گری نمی‌دانم و اصلاح‌طلبی را یک تفکر می‌بینم، البته تئوری‌پردازهای خود اصلاح‌طلبان باید چارچوب این تفکر را کاملا تعریف بکنند. من بارها و بارها گفتم اصلاح‌طلبی یکی از مشکلات اساسی‌اش این بود که چون حرف‌ها و برنامه‌هایشان تئوریزه و طبقه‌بندی نشده بود، دچار مشکل شدند. بنابراین اگر اصلاح‌طلبان مرزشان با فتنه را معلوم کنند ما از حضورشان در جامعه و مسایل سیاسی استقبال می‌کنیم، البته اگر اصلاح‌طلبان در این کشور بسیار قدرتمند هم شوند، هیچ زمانی بنده در حزب اصلاح‌طلبان نمی‌روم ثبت‌نام کنم و گروه خونی ما با اصلاح‌طلبان نمی‌خورد اما قطعا استقبال می‌کنیم که یک رقیب بافکر، بااندیشه و ضابطه‌مندی را داشته باشیم که حاضر باشد در چارچوب قانون اساسی و قوانین موجود در کشور با ما رقابت کند.
اما اگر قرار باشد از چارچوب قانون اساسی خارج شود، آن موقع دیگر رقیب ما نیست و رقیب نظام است و نظام با او مبارزه می‌کند. طبیعی هم است هر نظامی این‌طور است. اگر کسی بخواهد با نظام رقابت کند، درگیر با نظام می‌شود.

‌ خود شما چطور، فکر نمی‌کنید علت عدم راهیابی شما در دور اول به خاطر ضعف عملکردتان در مجلس بوده است؟
یک موقع هست توده مردم را می‌گویند، ممکن است مثلا مردم عملکرد باهنر را نپسندند این حق مردم است. حتی بر عکس. مثلا فرض کنید در تبلیغات انفرادی افراد بعضی از دوستان ما تبلیغ می‌کردند که فلانی ۲۴ سال است در مجلس است و تجربه‌اش زیاد است، توانمندی‌اش زیاد است، اینها به عنوان نقطه مثبت می‌گرفتند و بعضی‌ها شیطنت کردند همین را گرفتند و منفی کردند و گفتند دیگر ۲۴ سال بس است. یعنی یک مساله عام عمومی کشوری که می‌تواند منافع ملی در آن باشد را ترجمه می‌کنند به یک مساله شخصی که مثلا اگر آقای باهنر در مجلس باشد چه می‌شود؟ می‌خواهد حقوقش اضافه شود؟ منتها نمی‌گویند که اگر بیرون کار می‌کرد چند برابر درآمد مجلس حقوق داشت یا مثلا اگر می‌خواست اسمی را در کشور داشته باشد که این اسم را ۲۴ سال است در کشور دارد و بابت آن شاکر هم است. بنابراین چون نمی‌توانند آن مساله مهم را تحلیل کنند که مجلس به یکسری آدم‌های مجرب نیاز دارد، می‌آیند آن طرف سکه را ترجمه می‌کنند و این‌طور القا می‌کنند که باهنر خیلی نیاز دارد به اینکه ۲۴سالش شود ۲۸ سال. این را بزرگ و شروع به تخریب کردن می‌کنند اینها روش‌هایی است که بعضی وقت‌ها به ذهن خود آدم می‌رسد و بعضی وقت‌ها هم شیطان کمک می‌کند. من در چهار دوره‌ای که انتخاب شدم، معمولا رتبه‌ام پنجم، سوم، دوم و بعضی اوقات از ششم و هفتم عقب‌تر نمی‌رفت. در نظرسنجی‌هایی که قبل از انتخابات منتشر می‌شد حتی تا روزهای نزدیک به انتخابات من در هیچ‌کدام از این نظرسنجی‌ها رتبه‌ام از هفتم عقب‌تر نرفت. اینکه روز جمعه چه اتفاقی ‌افتاد که رتبه من بیست‌وپنجم شد، به نظر می‌رسد کار متراکم سنگین تخریبی اتفاق افتاد. حالا آنهایی که در هر صورت بنده را صالح نمی‌دانستند یا رقیب خودشان می‌دانستند یا فکر می‌کردند من ممکن است جای آنها را تنگ کنم، به یک احساس وظیفه رسیده بودند که تخریب کنند، چون تخریب متمرکز و متراکم بوده روی طیف اثر نگذاشته، روی یک فرد به نام باهنر اثر گذاشته است. یعنی مثلا موقعی که ما بخواهیم بگوییم این دفعه وضع بهتر بوده یا وضع بدتر، باید مستند بگوییم چرا اینکه می‌گوییم این فهرست، فهرست سنتی‌ها عقب‌تر رفته به نسبت مجلس ششم و هشتم، نه این اتفاق نیفتاده است. اگر به سایت‌ها هم مراجعه کنید، تقریبا من در هیچ نظرسنجی‌ای ندیدم که رتبه‌ام از هفتم عقب‌تر باشد اما ظرف آن سه روز این اتفاق افتاد.

‌ یعنی تخریب‌ها را در این امر موثر می‌دانید؟ شما در مورد آن سه روز که چه اتفاقاتی افتاد اطلاعاتی دارید؟
بله، چه بین حزب‌اللهی‌ها و چه جاهای دیگر تخریب می‌کردند. مثلا می‌گفتند به تمام فهرست جبهه متحد رای دهید اما فلانی را کنار بگذارید یعنی خودشان کاملا وانمود می‌کردند که ما طرفدار جبهه متحد هستیم اما مثلا باهنر یک مشکل دارد، یک مساله دارد و آن مشکل و مساله را می‌ساختند یا اینکه چیزی نبود و تاسیس و خلق می‌کردند یا از کاه کوه می‌ساختند.

‌ چرا باید این تخریب‌ها روی شخص شما انجام شود؟
آنها در هر صورت یک هدفی دارند و می‌خواهند میوه‌ای بچینند و می‌گردند از ابزارهای تاثیرگذار در افکار عمومی استفاده می‌کنند و یک موقع هم می‌بینند که مثلا افکار عمومی روی فتنه ۸۸ حساس است به آنجا وصل می‌کنند، اگر دست‌شان می‌رسید، شاید می‌دیدند افکار عمومی روی اختلاس سه‌هزار‌میلیاردتومانی حساس است می‌‌گویند فلانی هم هست، یک نخی رها می‌کنند که طرف برود بگوید کجا، کی، چه موقع. ما خودمان جزو مدعیان هستیم، چون سه، چهار روز هم بیشتر وقت نیست تا آدم بخواهد جو سنگین یا شایعه را خنثی کند، کار از کار گذشته بنابراین مساله‌ای که به من ارتباط می‌دهند قاعدتا نباید آن مساله برایشان مهم باشد. مساله خود باهنر است. حالا چه هیزم‌ تری به آنها فروختیم مساله دیگری است و اینکه ممکن است یک مقدار از آینده وحشت داشته باشند. بالاخره بعضی از دوستان که تخریب می‌کنند این را روشن می‌دانند که من با بعضی از افکار آنها سازگاری و اصلا این تفکر را قبول ندارم و این نوع تفکر را به مصلحت کشور نمی‌دانم که حاکم بر مسایل کشور باشد بنابراین آنها قاعدتا با شخص باهنر، با افکار باهنر، احتمالا با توانمندی باهنر چون حتی بعضی‌ها ذکر کرده بودند که ما حاضریم از رقبایمان ۳۰ نفر به مجلس بیایند ولی باهنر نیاید، ظاهرا فکر می‌کنند باهنر یک رای در مجلس ندارد.

‌ کدام طیف فکری و افرادی را می‌گویید؟ حامیان دولت و جبهه پایداری؟
اشخاص مهم نیست، طیف رادیکال و بسیار تندی که اصولا اداره مملکت را به این ترتیبی که ما می‌پسندیم آنها نمی‌پسندند آنها بیشتر فکر می‌کنند با شعار دادن مملکت اداره می‌شود. البته ما هم قبول داریم. یک جاهایی لازم است آدم زنده‌باد بگوید، یک جاهایی هم مرده‌‌باد بگوید. اینها هم جزو ابزار تبلیغاتی است اما فکر می‌کنم در این مملکت برنامه پنجم را هم می‌شود با زنده‌باد و مرده‌باد بررسی کرد و تصویب کرد. قانون هدفمندی یارانه‌ها را هم می‌شود با زنده‌باد و مرده‌باد تصویب کرد یا مثلا نامی که امسال مقام‌معظم‌رهبری انتخاب کردند با عنوان سال تولید ملی؛ تولید ملی را هم می‌شود با زنده‌باد و مرده‌باد به کرسی نشاند. ما این تفکر را قبول نداریم. ممکن است بعضی‌ها ندانند بعضی از کارهای مدیریتی کشور چقدر پیچیدگی دارد، چقدر بغرنج است، معادلات چقدر پیچیده است. مثلا ما بعضی اوقات بحث‌هایی که با برخی از دولتی‌ها داشتیم، جالب بود دولتی‌ها هم بعضی از مسایل و مشکلات مملکت را بسیط نگاه می‌کردند. یعنی ما وقتی می‌گفتیم تورم می‌گفتند ۱۰، ۱۵ نفر پیدا شدند اینها می‌روند در بنگاه معاملاتی معامله می‌کنند و قیمت مسکن بالا می‌رود، ممکن است این کار هم یک اتفاق باشد و اثر داشته باشد اما اثر تعیین‌کننده ندارد. یا مثلا جریان قیمت سکه در دو ماه پایانی سال ۹۰، حتی بحث شد و در روزنامه‌ها آمد که مثلا یک موسسه‌ای دو‌میلیارد تومان سکه خریده، دو‌میلیارد تومان سکه خریدن روی قیمت سکه اثر می‌گذارد ما هم می‌دانیم اما اگر آمار دهیم که ظرف یک ماه مثلا سه‌هزار‌میلیارد‌تومان سکه در تهران معامله شده (اعداد را تخمینی می‌گویم) آن موقع می‌فهمیم اثر دو‌میلیارد تومان به نسبت سه‌هزار‌میلیارد تومان چقدر است.

بعضی‌ها می‌خواهند علت را آن دو‌میلیارد تومان بدانند. باز هم تکرار می‌کنم اگر کسی عمدا آمد دو‌میلیارد تومان به منظور تخریب بازار ارز وارد بازار کرد آن فرد ممکن است خطاکار باشد و با او هم باید برخورد شود، اما اینکه جست‌وجو بکنند که افزایش قیمت ارز به دلیل این دو‌میلیارد تومان بوده این سر زیر برف کردن است و به این ترتیب هیچ موقع مشکلات مملکت حل نمی‌شود. درواقع می‌خواهم بگویم کسانی که آگاهی ندارند دنبال دلایل بسیار ساده و پیش‌پاافتاده و بعضا عوامانه‌ برای مسایلی که بسیار علمی، بغرنج و حلشان بسیار مشکل است، هستند. البته راه‌حل هم دارند ولی راه‌حلشان راه‌حل‌های پیشرفته و پیچیده‌ای است. با علم جدید، با فناوری‌های جدید، با انبوه اطلاعات، با تحلیل‌های دقیق باید مدیریت شود. بیشترین طیفی که با ما مخالفت می‌کند این تیپ آدم‌ها هستند. برخی دوستان هم ظاهرا آدم‌های متدینی هستند، اینها بعضی وقت‌ها چیزهایی در مورد بنده شنیدند و می‌گویند اما یک موقع هست که خودشان یک چیز را به وجود می‌آورند می‌گویند این هست که بعضی اوقات آدم در تدینشان هم شک می‌کند.

‌ دور اول انتخابات که برگزار شد در خیلی از شهرستان‌ها ما چهره‌های ناشناخته را می‌بینیم که وارد مجلس شدند و عده‌ای معتقدند که این افراد به نوعی وابسته به طیف حامی احمدی‌نژاد هستند که چراغ‌خاموش وارد مجلس شدند. نظر شما در این مورد چیست؟ به نظرشما چقدر از حامیان رییس‌جمهور به مجلس راه یافتند؟
این سوالتان را تبدیل می‌کنم به دو، سه مطلب. اینکه می‌گویند بسیاری از افراد ناشناخته هستند نه این‌طور نیست، کسانی که رای دادند عموما این آدم‌ها را می‌شناسند، ممکن است ما به عنوان یک چهره سیاسی یا یک آدم فعال سیاسی با بعضی از این اسامی آشنا نباشیم ولی عموما آنهایی که رای دادند اینها را می‌شناسند و لزوما هم همه اینها آدم‌های سیاسی مشهوری نیستند. ممکن است یکی از آنها یک پزشک خیری باشد، ممکن است یکی از آنها یک معلم فداکاری در یک منطقه باشد، چون انتخابات ما که حزبی نیست که مثلا یک مغز متفکر مرکزی و سازمانی تشکیلات یک حزبی بخواهد آدم‌ها را انتخاب کند. مردم آدم‌های مورد نظرشان را انتخاب می‌کنند بنابراین از این جهت من فرقی با دوره‌های گذشته نمی‌بنیم، نکته دوم تغییرات نمایندگان است که این هم عینا مثل دوره‌های گذشته است. من بارها و بارها گفته‌ام. این دفعه یک مقدار رعایت کردم. و الا روشن بود ما هر دوره با این سیستم انتخابات، با این ساختار تشکیلاتی که در کشور وجود دارد هر دوره دو سوم نمایندگان عوض می‌شوند. معمولا اگر شما هم مرور کنید ظرف این ۹ دوره مجلس هر دوره تقریبا همینطور بوده است. مثلا بین ۱۵۰ نفر تا ۱۸۰ نفر. جالب است که این تلرانس هم یک تلرانس معدود بوده، یعنی ما هیچ مجلسی نداریم که در مجلس بعدی دو سوم‌شان رای آورده باشند و البته از آن طرف هم هیچ مجلسی نداریم که سه چهارمش رای نیاورده باشند، عموما بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ نفر از هر مجلس به مجلس بعدی رای نمی‌آورند این یک تحلیل جدا دارد که من عددش را به شما می‌گویم، متوسط دوره نمایندگی مجلس ما تا به حال ۵/۱ دوره بوده. یعنی هر نماینده‌ای به طور متوسط ۵/۱ دور بیشتر نمی‌تواند نماینده باشد. نکته سوم هم در مورد اینکه یک عده مخفیانه، نفوذی جزو طرفداران آقای احمدی‌نژاد رای آورده باشند چنین چیزی نبوده است، یعنی ما حداقل در مجموعه چهار، پنج ‌هزار نفری که کاندیدا بودند و تبلیغ می‌کردند ما هم یک مقدار رصد می‌کردیم و خبرها را می‌گرفتیم. من واقعا جایی را سراغ ندارم که مثلا یک کاندیدایی افتخار کرده باشد که من بروم در مجلس از دولت طرفداری می‌کنم، دولت را حمایت می‌کنم. یک چنین چیزی در تبلیغات ندیدم. دوره گذشته تعدادی از کاندیداها بودند که افتخار می‌کردند که خودشان را در طیف آقای رییس‌جمهور می‌دیدند اما این دوره این چیزها وجود نداشت. ما حداقل کسانی را که می‌شناسیم و به مجلس نهم تشریف آوردند، این‌طور تعریفی در موردشان نداریم.

‌ احتمال نمی‌دهید که مستعد این باشند که وارد مجلس هم شدند بتوانند این طیف را به این سمت جذب کنند؟
همان‌طوری که عرض کردم کسانی که ما می‌شناسیم، چون دوستان ما، ستادهای ما در همه کشور فعال بودند و ما برای ۲۴۰مورد کاندیدا داشتیم. یک تعداد از اینها هم رای نیاوردند ولی دوستان ما این‌طور گزارشی را ندادند که کسانی که رای آورده‌اند حامی جریان انحرافی باشند. اما در مجلس طبیعی است که یارگیری وجود دارد، بحث می‌کنند و صحبت می‌کنند اما آدم‌هایی که به مجلس آمدند آدم‌هایی نیستند که به اصطلاح بشود قاپشان را دزدید. صاحب تفکر هستند، صاحب موضع هستند، صاحب اندیشه هستند، عموما خیلی کار می‌برد یعنی اگر بنا باشد خود ما هم برویم با یک کسی صحبت کنیم قاعدتا خیلی باید با او بحث کنیم، جدل کنیم، استدلال کنیم و قانعش کنیم. این‌طور نیست که دستوری باشد.
‌ بحثی که الان مطرح است مساله استیضاح وزیر کار هست؛ بحثی که پیش آمد و مجلس کنار کشید و سوال نکرد. عده‌ای معتقدند در این ماجرا، مجلس به نوعی بازی خورد. آیا این تحلیل را واقع‌بینانه می‌دانید؟
من این تحلیل را ندارم، ممکن است من چند نقد هم به رفتار بعضی از دوستان داشته باشم، اما باید یک مقدار به عقب‌تر برگردیم. بعضی‌ها می‌گویند اصلا موضوع استیضاح وزیر کار با این نیت کلید خورد که مثلا یک بهره‌برداری انتخاباتی از آن بشود.
من واقعا با شناختی که از دوستانی که در این قضیه وارد شدند دارم اصلا این تحلیل را قبول ندارم. آنها احساس کردند که یک اتفاقی افتاده. این اتفاق نامبارک است باید با آن برخورد بکنند ولو اینکه حتی در افکار عمومی هم از نظر رای ضرر بکنند. من این اعتقاد را در مورد این آقایان دارم و کارشان را هم خوب انجام دادند. خودم جزو استیضاح کننده‌ها نبودم اما می‌خواهم بگویم آنها کارشان را خوب انجام دادند. آن موقعی هم که پس گرفتند و عقب‌نشینی کردند باز یک کار کاملا منطقی کردند و خیلی روشن بود. چون استیضاح‌کنندگان متن استیضاح‌شان را به ما (هیات‌رییسه) مکتوب دادند و هم در صحبت‌هایشان علت اصلی استیضاح آقای شیخ‌الاسلامی را انتخاب آقای مرتضوی اعلام کردند و طبیعی بود موقعی که این انتصاب منتفی شود استیضاح باید منتفی شود. اگر کسی بعد از منتفی شدن انتصاب باز بخواهد بر استیضاح اصرار کند، به نظر می‌رسد یک نوع لجاجت بدون دلیل است و طبیعی بود وقتی که علت یک فعل منتفی می‌شود و از بین می‌رود آن فعل هم دیگر اتفاق نیفتد. اما در این مسیر که حرکت می‌شد آیا بعضی از کسانی صحبت کردند، مصاحبه کردند، میانجیگری کردند، آیا آنها بهره‌برداری انتخاباتی یا سیاسی می‌خواستند بکنند یا نه که آن یک بحث دیگر است.

‌ با توجه به تجارب، شاید ساده‌انگاری بوده که باور کردند.
باز این یک مساله خلاف واقعی را القا نکرده، یعنی دولت، آقای رییس‌جمهور، معاون پارلمانی رییس‌جمهور تا قبل از اعلام موضوع و بعد از اعلام همواره اعلام کردند که ما هیچ تعهدی برای پذیرش استعفا نداریم. این هم روشن بود و بر کسی پوشیده نبود. آن مساله‌ای که اتفاق افتاد به اینها هم گفته شد. آقای مرتضوی آمد و گفت من استعفا می‌دهم و سرکار نمی‌روم ولو اینکه مقامات بالاتر با استعفای من موافقت نکنند. یک موقع است به فرض آقای مرتضوی می‌آید، می‌گوید من استعفا می‌دهم اگر پذیرفتند می‌روم، اگر نپذیرفتند برمی‌گردم، ممکن است در این مساله کمی شبهه باشد اما هنگامی که آقای مرتضوی می‌آید و شخصا می‌گوید من استعفا می‌دهم ولو اینکه نپذیرند و بعضی‌ها صدایشان را ضبط کردند که همین جمله را اعلام کرده و گفته است اینکه بیاییم و از قبل محکوم کنیم که این فرد دارد دروغ می‌گوید درست نیست، چرا که اولا آدم باید دلایلش قوی‌تر باشد، ثانیا این مساله‌ای است که سه روز بعدش روشن می‌شود. بالاخره طرف یا به تعهدش عمل می‌کند یا نمی‌کند و آن موقع هم می‌شود دوباره یک فکری کرد. بنابراین من این نوع فکر را قبول ندارم و فکر می‌کنم مجلس خوب عمل کرد.
‌ چرا شما استیضاح را امضا نکردید، قبول نداشتید که امضا نکردید؟
من انتصاب را قبول نداشتم. نمی‌خواهم وارد این بحث شوم. آن موقع هم نشدم. اینکه آقای مرتضوی در واقع انسان صالحی است که یکسری تهمت‌ها را به او می‌زنند یا نه، خدایی نکرده آدم مجرمی است که مورد اتهام واقع شده من این را هم فارغ از این بحث می‌دانم. من بحثی که داشتم و با وزیر کار و تعاون و رفاه هم صحبت کردم، گفتم بالاخره آقای مرتضوی یکسری حاشیه‌هایی دور و اطرافش است. یکسری اتهامات پررنگ روی او وجود دارد، فارغ از اینکه این اتهامات درست باشد یا نباشد، این مصلحت نیست که شما این را برای این کار نصب کنید. ایشان هم تقریبا با کنایه و چیزهای دیگر می‌خواست به من بفهماند که تقصیر من نیست و یک مقدار فشار از بالاتر است. در همان حالت هم گفتم بالاخره درست است که وزیران در این کشور وزیر یک دولت هستند و باید هماهنگ با دولت باشند، اما یکسری اختیارات و وظایف دارند که آنها برای خودشان مستقل هستند. اگر یک نفر وزیر یک دولت باشد و دولت آمد و گفت تو کار خلاف قانون را انجام بده آن وزیر حق ندارد بگوید من به دلیل هماهنگی با دولت می‌خواهم کار خلاف قانون انجام دهم منجر به عزلش شود و عذرش را بخواهند و بگویند تشریف ببرید. معتقدم وزیران در هر کابینه‌ای باشند باید این قدر شهامت و جرات و صلابت داشته باشند که در مقابل کار خلاف، حتی خلاف قانون بایستند. حالا بعضی‌ها این‌طور نیستند. اما در ارتباط با اینکه ما برای این قضیه در بحبوحه انتخابات مرحله دوم وارد میدان شویم و تشنج اجتماعی به وجود بیاید کمی تردید داشتم. نکته بعدی اینکه ما معمولا مراعات می‌کنیم (البته من تا به حال این را نگفته بودم) اگر شما سابقه تاریخی را نگاه کنید هیچ رییس و نایب‌رییسی با امضا در استیضاح شرکت نمی‌کند، با امضا در سوال کردن از وزیر شرکت نمی‌کند، با امضا در تحقیق و تفحص شرکت نمی‌کند. واقعا باید این‌طور باشد، یعنی ما در مدیریت و اداره مجلس باید بی‌طرف باشیم. شما خودتان را در نظر بگیرید و فرض کنید بنده جزو استیضاح‌کننده‌ها باشم، روز استیضاح هم بنده مدیر جلسه باشم، خیلی‌ها می‌گویند این چه عدالتی است که یک نفر رییس جلسه است و خودش مدعی است. بنابراین این خیلی درست و طبیعی است.

‌ قبل از عید ما اجرای فاز دوم هدفمندی را به صورت نامحسوس شاهدبودیم و در واقع با برداشت شبانه‌ای که از بانک‌ها صورت گرفت به نوعی به گرانی‌ها دامن زده شد و باعث شد که صدای مردم دربیاید. تحلیل‌تان از این مساله چیست؟ مجلس در این چند وقتی که باقی مانده به نظرتان چه اقدامی می‌تواند برای اینکه این گرانی‌ها را مهار کند و به نوعی به کمک مردم بیاید یا بتواند گرانی را کنترل کند، انجام دهد یا مجلس نهم باید چه اقداماتی بکند؟
فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها نامحسوس نبود. خیلی هم محسوس بود. همین که پول به حساب من ریختند گفتند، داریم فاز دوم را شروع می‌کنیم. همان‌طور هم که شما در جریان آن هستید معاون اول رییس‌جمهور گفت که آقای رییس‌جمهور می‌خواهد کلید بزند، اعلام کردیم و دنبال کردیم که این کار الان منطبق بر قانون نیست و دولت نمی‌تواند این کار را بکند. یک بحث حقوقی بود و نمی‌خواهم بحث حقوقی را تکرار بکنم. ما استدلال‌هایمان قوی است که اگر دولت بخواهد مرحله دوم را شروع کند، مسلما باید مجوز قانونی داشته باشد و معمولا این مجوزهای قانونی در قانون بودجه داده می‌شود چون بودجه سال ۹۱ با تاخیر به تصویب می‌رسد (البته با توجه به اینکه دولت بودجه را با تاخیر به مجلس تقدیم کرد). قاعدتا باید صبر کرد تا اینکه قانون بودجه به تصویب برسد، بعد دولت بر مبنای آن شروع به کار کردن کند. این از نظر حقوقی بود اما از نظر مصلحتی هم باز تاکید داریم، که هدفمندی یارانه‌ها را قبول داریم باید اجرا شود، فازهای بعدی‌اش هم باید اجرا شود و مساله بسیار مهم و خطیری است، اگرچه از دولت به خاطر اجرایی شدن آن تشکر می‌کنیم اما در کنارش حاشیه‌هایی هم داریم؛ اینکه اولا دولت قانون را جامع اجرا نکرد و یکسری لطمات از آن خورد، منابع درآمدی هدفمندی یارانه‌ها با هزینه‌هایش تطابق نداشت درحالی که جزو قانون بود که باید تطبیق داده شود و مساوی باشد. هزینه‌های هدفمندی یارانه‌ها نباید بر درآمدهایش پیشی بگیرد که متاسفانه گرفت و همان‌طور که شما مطرح کردید خط اعتباری از بانک مرکزی و جاهای دیگر گرفته شد برای اینکه به مردم پول پرداخت شود. این هم جزو اشکالات بود. از طرفی هم در بخش تولید بسیار اثرداشت چرا که اگر تولید ضربه ببیند نرخ بیکاری بالا و پایین می‌شود، سطح عمومی قیمت‌ها و رفاه بالا و پایین می‌شود و خیلی آثار دارد. اتفاقا می‌خواهم بگویم در پایین آمدن سطح تولید باز اولین جایی که ضربه می‌خورد، خانوارها هستند که بعضی‌ها شغلشان را از دست می‌دهند. بعضی‌هایی که منتظر کار هستند کار پیدا نمی‌کنند و تعداد اینها در کشور کم نیست و شاید الان هیچ خانواده‌ای نباشد که متاسفانه یک نفر، دو نفر بیکار در خانه نداشته باشند حتی فارغ‌التحصیلان دانشگاه و بچه‌های تحصیلکرده، عالم، دانشمند و کارآمدی هستند که شغل ندارند. اینها گرفتاری‌های اساسی بود که قرار نبود از رهگذر هدفمندی یارانه‌ها به وجود بیاید. به این دلیل بخش دوم هدفمندی یارانه‌ها با وجود اینکه می‌گوییم باید شروع و درست هم آغاز شود باید بنشینیم تفاهم کنیم و نقاط ضعف عملیات مرحله اول را جبران کنیم. نکته سوم هم اجرای نادرست هدفمندی یارانه‌ها بود که روی تورم اثر گذاشت، اما همه تورم هم این نبود. دلایل دیگری هم داشت. افزایش نقدینگی و محدودیت سطح تولید هم وجود داشت.

‌ پیش‌بینی‌تان از دور دوم انتخابات مجلس چیست؟
خیلی نمی‌شود پیش‌بینی درستی کرد اما فکر می‌کنم بالاخره اقبال به جبهه متحد در سراسر کشور روبه‌فزونی است و منتخبانش به نسبت بقیه جبهه‌ها کاملا روشن و واضح است.

‌ خودتان فکر می‌کنید چقدر رای بیاورید؟
فکر می‌کنم بین نفر اول تا پنجاهم در نوسان هستم.


قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.