قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
به گزارش اخبارگو ، امروز شنبه است. بد روزی را برای رفتن به نمایشگاه انتخاب نکردهاید. روزهای تعطیل، اوضاع قمر در عقرب است. یک چشمتان باید به پلاستیک و بروشورها و کتابچههای تبلیغات و سبد خریدت باشد و چشم دیگرتان، به ازدحام مردم. بخصوص اگر پنجشنبه یا جمعه باشد، خریداران و مخاطبانِ ناشران دانشگاهی و پیشدانشگاهی و پسدانشگاهی هجوم میآورند و چادرهای دور شبستان پر میشود از جمعیت. کاش روزی بشود که بتوان نمایشگاه تخصصی برگزار کرد و هر کس، با فراغ بال بتواند سراغ علاقهمندیهای خودش برود.
بگذریم. بهتر است از «ای کاش»ها صحبت نکنیم که بسیار است. پس برگردیم سر اصل موضوع. گفتیم امروز شنبه است و شما بد روزی را برای خرید از نمایشگاه انتخاب نکردهاید. در این گزارش سعی داریم راهنمای شما باشیم برای خرید. از چه ناشرانی خرید کنید، چه سوالاتی بپرسید، کدام کتابها را نخرید و کدام یکی را بخرید. نگران نباشید. قرار نیست هیچگونه تبلیغی در این نوشته صورت گیرد. برای همین چند نکته کلیدی را فرض گرفتهایم و فقط سعی میکنیم راهنما باشیم. همین.
مطمئن باشید، ناشران خوشذوق و بلدکار را نمیتوان تنها به تعداد کتاب شناخت. پس نیازی نیست هر جا که عده زیادی جمع شده بودند، شما هم سعی کنید خودتان را داخل جمعیت کنید و راهی به پیشخوان پیدا کنید. البته این قاعده همیشه هم جواب نمیدهد. قصد ما این است به شما بگوییم، غرفههای شلوغ همواره نشان از بهترینها نیست. ضربالمثل معروف را به خاطر داشته باشید: جای گنج در خرابههاست. خود بنده امسال کتابی دو جلدی از بهترین عکسهای دنیا پیدا کردم.
آن هم روبهروی ناشری که نه اسمش را شنیده بودم و نه جمعیتی جلوی غرفه آن ازدحام کرده بود. غرفهای خلوت بود با فروشندهای میانسال، با ظاهری معمولی که نشسته بود و کتاب میخواند. جلو رفتم و یکی از بهترین خریدهای امسال را انجام دادم. حیف که قرار نیست در این گزارش اسم ببرم، والا میگفتم چه کتابی بود و از کجا خریدم. ممکن است بپرسید چرا اسم نمیبرم. پاسخ شما این است: اسم نمیبرم چون نمیخواهم به قول معروف «ماهی» دستتان بدهم، میخواهم «تور» داشته باشید و بتوانید راه خودتان را پیدا کنید.
خب! برگردیم سر اصل موضوع. اصل موضوع چه بود؟ غرفههای شلوغ و خلوت و خلاصه اینکه این نکته هیچ مسئله مهمی بهشمار نمیآید و اما نکته بعدی؛ به بروشورهای بالای کتابها یا داخل غرفه به دقت نگاه کنید.
گاهی فروشندگان قصد تبلیغ دارند و متاسفانه گاهی فقط قصد فروش. یعنی به هر قیمتی میخواهند کتاب را به شما بفروشند (یا بهتر است بگوییم بیندازند.) بنابراین نسبت به واژههایی مثل «برای اولین بار در ایران»، «پرفروشترین کتاب سال»، «برنده جوایز متعدد»، «شاعر نسل امروز» و امثالهم حساس باشید. قصد ما این نیست بگوییم تمام ناشرانی که از این عبارات استفاده میکنند قصد فریب شما را دارند، بلکه مقصودمان این است که باید نسبت به عبارات دقت داشته باشید. با دیدن چنین عباراتی، چنانچه قصد خرید داشتید، حتما از فروشنده سوال کنید:
۱. پرفروشترین کتاب سال، از نظر چه منبعی؟ کدام خبرگزاری، سایت یا پایگاه معتبر اعلام کرده این کتاب پرفروش است؟
۲. کتابی که روی آن نوشتهاید، برنده جوایز متعدد شده، چه جوایزی را از آن خود کرده؟ چه افراد مهمی این جایزه را بردهاند که شما به این جایزه استناد میکنید؟ میشود چند نویسنده مشهور که این جایزه را بردهاند اسم ببرید؟
۳. شاعر نسل امروز یعنی چه؟ مقصود شما از این عبارت چیست؟ آیا تنها سن پایین شاعر را مد نظر دارید؟ چه عناصری در شعر طرف موجود است که شما چنین صفتی را به او دادهاید؟
۴. برای اولین بار در ایران یعنی چه؟ این کتاب چه چیزی دارد که شما نوشتهاید برای اولین بار در ایران؟ نقاط تمایز این کتاب نسبت به دیگر کتابها چیست؟
گاهی ناشر پاسخ درستی به یکی از سوالات شما میدهد. مثلا میگوید بنا به گزارش فلان منبع خبری، این کتاب پرفروش است؟ آیا باید دست به جیب ببرید و کتاب را بخرید؟ متأسفانه یا خوشبختانه باید بگوییم خیر. مثال میزنم. در سالهای اخیر کتابی منتشر شد با عنوان «لطفا…». اوه! قرار شد اسم نبریم. عیبی ندارد. نشانههایی میآورم که بفهمید از چه کتابی صحبت میکنم. کتابی منتشر شد با مضمون اینکه لطفا فلان حیوان نباشید. این کتاب در حال حاضر به چاپ چهل و یکم (!) رسیده است.
مخاطبان هم غالبا دنبال این کتاب میآیند و سراغش را میگیرند و میخرند. غافل از اینکه کتاب مذکور، خلاصهای بیمایه از تذکرهالاولیاء عطار است. نویسنده به شکلی کاملا بازاری حکایات عطار نیشابوری را خلاصه کرده و بهشکلی کاملا عوامانه به خورد خواننده داده است. بعد هم عنوانی کاسبکارانه تراشیده و روی کتاب گذاشته.
خریداران هم نسبت بهنام کتاب حساس شدهاند و آن را خریدهاند و خریدهاند و خریدهاند. همین! بعد هم خبرگزاریهای معتبر طبق آماری کاملا درست، گزارش دادهاند که این کتاب جزو پرفروشهای سال است. با این تفاسیر شما هم باید آن را بخرید و یک چاپ دیگر به چاپهای متعدد این کتاب اضافه کنید؟! گاهی اوقات میبینید چنین عباراتی برای فلان کتاب نیست یا اصلا فروشنده پاسخ شما را بهدرستی میدهد. اینجا میتوانید پرسشهای بهتری مطرح کنید.
البته نیازی نیست نزد فروشنده بروید و سوال کنید. مقصود ما این است که میتوانید این پرسشها را از خودتان بپرسید و پاسخها را با کمی دقت بیابید. میتوانید نسبت به مضمون کتابهای ناشر مربوطه دقیق شوید و بدانید از چه غرفهای کتاب میخرید. ناشران متوسط، غالبا در تمام زمینهها کتاب چاپ میکنند و این نکته، چندان منطقی به نظر نمیرسد. چه کسی هست که در دنیای امروز در تمام زمینهها تخصص داشته باشد؟ پس چنانچه دیدید روی پیشخوان غرفهای، ملغمهای از کتابهای مختلف حضور دارند، بدانید با ناشری جدی مواجه نیستید. البته این مسئله در مورد ناشران متوسط صدق میکند. نه ناشران بزرگ.
چرا که ناشران بزرگ، بنگاههایی هستند با کارمندان و متخصصان فراوان که در زمینههای مختلف مشاورانی به کار گرفتهاند و با استفاده از نظرات آنها کتاب چاپ میکنند. پس نگاهی به پیشخوان چنین ناشرانی بیندازید و قضاوت کنید. اگر به دنبال کتابهای ویژهای هستید، سعی کنید سراغ ناشرانی بروید که در این زمینه تخصص دارند. یکی از پرفروشترین کتابها، کتابهای روانشناسی هستند. بنابراین از هر غرفهای خرید نکنید. سراغ ناشرانی بروید که در این زمینه کار کردهاند و کتابهای متعددی به بازار فرستادهاند. بهیاد داشته باشید تخصص، نشانگر انضباط و وجدان است.
در پایان بنا به گزارش یکی از بنگاههای خبری، قصد دارم مهمترین نکته در باب خرید کتاب را مطرح کنم. در تاریخ ۲۶ دسامبر سال ۲۰۰۰ بخش بینالمللی رادیوی یکی از مهمترین بنگاههای خبری جهان، گزارشی درباره کتابخوانی پخش کرد با عنوان «صادق باشید، واقعا همه آن کتابها را خواندهاید؟» بر اساس این گزارش در سال ۱۹۹۹ از ۵۰ میلیون جلد کتابی که هنگام عید کریسمس مردم هدیه داده بودند (در تمام اروپا)، یک میلیون جلد آن اصلا باز نشده بود! ملت هدیه را میگیرند، کاغذ کادوی آن را باز میکنند، احیانا نگاهی به آن میاندازند و بعد آن را در کتابخانهشان میگذارند. همین! این پدیده به حدی همهگیر است که از آن با عنوان «سندروم کریسمس» یاد میکنند: کتابهایی که هدیه میدهند اما دوستان نمیخوانند.
این موضوع بخصوص در مورد کتابهای معروف و پرفروش روز صادق است. از گزارش فوق یک مورد دیگر هم استنباط میشد و آن نکته این بود: گرچه زنان اروپایی بیشتر از مردان این قاره به کتاب علاقه دارند و سراغ کتابهای تازه میروند اما زودتر از مردان از کتابی که به اصطلاح دستانداز دارد و راحت جلو نمیرود، خسته میشوند و آن را رها میکنند. بنابراین، سعی کنید به قدر کفایت بخرید. اگر قرار است کتابی را بخریم و نخوانیم، تنها قسمتی از فضای خانه را اشغال و زحمت خود را زیاد کردهایم.
*تهران امروز