قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
به گزارش اخبارگو به نقل از ایلنا، عماد افروغ جامعهشناس و استاد دانشگاه که این روزها نقدهای وی به برخی از سیاستهای اجرایی کشور که آنها را در تعارض با فلسفه سیاسی- اجتماعی انقلاب اسلامی میداند، نقل محافل شده است. فاصله گرفتن یا عدم تحقق برخی از اهداف کلان انقلاب اسلامی موجب شده که عدهای علاج کار را بازنگری در اصول و اهداف انقلاب اسلامی مطرح کنند. اما عماد افروغ از جمله نظریه پردازان و تحلیل گرانی است که معتقد است عدم تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی ارتباطی با خود انقلاب ندارد، بلکه اشتباه در سیاستها و رفتارهای مسئولین کشور بوده که مانع از تحقق آنها شده است.
گفتو گو با عماد افروغ در پی میآید:

-با توجه به گذشت سی و سه سال از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی از تحلیل گران معتقدند که با توجه به تغییر اوضاع و شرایط در دنیای امروز و اتفاقات رخ داده در طول این سالیان، اقتضائات ایجاب میکند که در بخشهایی از جمله آرمانها و اهداف بازنگریها صورت گیرد تا بتوان براساس آن آینده بهتری را رقم زد، جنابعالی این تحلیل را میپذیرد؟
خیر، بنده نیازی به تغییر در اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی نمیبینم. اهداف انقلاب اسلامی، اهداف جامعی بود که نتوانستیم به خوبی با آن اهداف برخورد کنیم. به هرحال انقلاب اسلامی یک شعار ظاهری و عیان به نام استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی دارد، که این استقلال و آزادی به شرایط سیاسی آن زمان و جمهوری اسلامی نیز به آرزوها و اهداف و غایتی که ملت مسلمان ایران آن را دنبال میکردند، باز میگردد.
به عبارتی این شعار فلسفه سیاسی جدید و نوظهوری را بنیان گذاشت که هم بیانگر آرمانهای تاریخی ملت ایران و هم بیانگر آرزوها و رنجهای آنها بود. از سوی دیگر فلسفه سیاسی جدیدی به یک سوال کهن در خصوص مشروعیت که از چه کسی باید اطاعت کرد، پاسخ داد. این یک سوال همیشگی است و همین الان هم پیش روی بشر امروز است. اما پاسخی که جمهوری اسلامی و یا مردم سالاری دینی میدهد این است که باید از کسی که علاوه برداشتن ویژگیهای اخلاقی، حقانی و شرعی، مورد قبول و رضایت مردم هم باشد، اطاعت کرد.
شعارهایی که مردم در مقاطع مهم تاریخی از جمله قیامهای خود مطرح میکنند، به نوعی نمایانگر خواستهها و اهدافی است که نتوانستهاند به آن دست یابند، تحلیل شما از شعارهای انقلابی مردم در سالهای آخر منتهی به پیروزی انقلاب چیست؟
تحلیل من این است که انقلاب اسلامی به طور همزمان سه شعار آزادی، عدالت و اخلاق و معنویت را جمع کرده است و این هم از آرزوهای دیرینه بشری بوده است. انقلابهای سده بیستم علاوه بر اینکه بعد مادی داشته است یا تاکید آن بر آزادی بوده است که نمونه آن انقلاب فرانسه و یا تاکید آن بر عدالت بوده است که برای نمونه میتوان به انقلاب روسیه اشاره کرد. هیچگاه نمیتوان آزادی و عدالت را بدون یک عنصر اضافی به نام اخلاق، معنویت و عرفان جمع کنیم، اما انقلاب اسلامی آمد و این جمع را صورت داد.
یعنی گفت اگر آزادی و عدالت میخواهید باید اخلاق را هم بخواهید چراکه اگر خدا، معنویت و اخلاق را بردارید، آزادی و عدالت یکدیگر را میخورند. ما باید متوجه باشیم که به لحاظ فلسفه سیاسی، آزادی و عدالت هرچند جزء آرزوهای بشر است اما بدون یک حلقه واسط قابل جمع نیست و این هم از افتخارات و مفاخر انقلاب اسلامی بوده است که این سه شعار را همزمان مطرح و جمع کرده است.
عنصر ویژه و منحصر بفرد انقلاب اسلامی، بعد اخلاقی و معنوی آن است و اگر ما در این قضیه کارنامه موفقی نداریم به این معنا است که به عنصر منحصر بفرد بیتوجه بودهایم.
ناکامیهای پیش آمده در رسیدن به اهداف را چگونه میتوان مرتفع کرد؟
به نظرم برای رسیدن به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی اشتباهات متعددی داشتیمٌ؛ اشتباه در سیاستها و رفتارهای مسئولین ما بوده است و هیچ ربطی به انقلاب اسلامی ندارد. اگر به بعد از انقلاب اسلامی نگاه کنید متوجه خواهید شد که اشتباهات مسئولین اجرایی ما کم نسیت. در دوران بعد از جنگ، سیاستهای عمل گرایانه و سیاستهایی که به لحاظ اقتصادی ما را متمایل به غرب میکند یا بعد از آن ما سیاستهای توسعه سیاسی را بگونهای مطرح میکنیم که بوی لیبرالیسم و سکولاریسم میدهد. یا همین الان سیاستهای عدالت خواهی ما سطحی است و هیچ ربطی به نگاه جامع به عدالت ندارد.
مقام معظم رهبری چندی پیش گفتند که در چند جا از جمله اخلاق عدالت کاستی داریم. ما هنوز در بحث عدالت اجتماعی که یکی از شعارهای عمده و جوهر انقلاب اسلامی است کارنامه موفقی نداریم و سیاستهایی که امروز به نام عدالت در دولت فعلی انجام میشود جامع نیست. یعنی یک نگاه جامع به عدالت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی وجود ندارد و حتی عدالت اقتصادی را در وجه تولید دنبال نمیکند و صرفا در وجه توزیع است. آن هم با چه عوارض و عواقبی که شاهد آن هستیم.
این کاستیها در شعار و غایت نیست بلکه کاستی در سیاست و رفتار است به همین دلیل است که آمدیم و گفتیم بین انقلاب اسلامی و سیاستها و رفتارهای مستطر در جمهوری اسلامی باید تفاوت قائل شد، تا این زشتیها و کاستیهای بعضا درسیاستها و رفتارهای جمهوری اسلامی مشاهده میشود، به پای غایات و اهداف انقلاب اسلامی نوشته نشود.
ما نقد درون گفتمانی را مطرح کردیم برای اینکه خدای نکرده کسی خطای ما را به پای خطای انقلاب اسلامی ننویسد. انقلاب اسلامی انقلاب بزرگی است و ابعادی دارد که ریشه در فرهنگ، تمدن و تاریخ کهن ایران هم دارد. بنابراین باید آن را حفظ کرد که متاسفانه آن را به خوبی نظریهپردازی نکردیم و برنامههای استراتژیک ببرای تحقق آن نداشتیم و بیشتر دچار روز مرگی شدیم. الحمدلله یان فضا کماکان همچنان زنده است و به رغم همه بیمهری که نسبت به انقلاب اسلامی شده است، انقلاب اسلامی آنقدر توفنده و کوبنده بوده است که کماکان به عنوان گفتمام قالب در منطقه مطرح و ان شاءالله در جهان هم برقرار شود.
با توجه به اینکه دهه چهارم انقلاب اسلامی دهه عدالت و پیشرفت نامیده شده است. برای رسیدن به عدالت و پیشرفتی که در طول این سه دهه هنوز نتوانستهایم محقق کنیم، چه راهکاری ارائه میکنید؟
ما باید بحث الگوی اسلامی ایرانی که مطرح شد را جدی گرفته و به سند راه و سند بالادستی برسیم که منطبق بر سند چشم انداز باشد. امیدوارم ما دچار روزمرگی در این قضیه نشده و مانند روز اول شاهد نگاه جامع به این الگو باشیم. ما باید به صورت راهبردی و استراتژیک به دنبال تحقق عدالت و پیشرفت باشیم. فکر میکنم اگر ما همین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را خوب دنبال کنیم و به تمام ظرائف و ابعاد آن، مبانی نظری و فلسفی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن توجه کرده و از تمام ظرفیتهای نخبگی استفاده کنیم، میتوانیم در این دهه عدالت و پیشرفت را آنطور که مدنظر امام و انقلاب اسلامی است محقق کنیم.
ما باید نقشه راه داشته باشیم و اگر این نقشه وجود نداشته باشد قطعا دچار روز مرگی خواهیم شد. یک دولت برسرکار میآید و یکسری سیاستها اتخاذ میکند و دولت دیگر که بر سر کار میآید سیاست دیگری در پیش میگیرد که در نهایت دچار سیاستهای وصله پینهای میشویم که در حال حاضر هم شدیم اما اگر نقشه راهی وجود داشته باشد و این نقشه هم اجماعی باشد، بیشک میتوانیم عدالت و پیشرفت را محقق کنیم.