قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
به گزارش اخبارگو، روزنامه ایران امروز در یادداشتی هشدار داد که سکوت احمدی نژاد همیشگی نخواهد بود.
یادداشت نویس روزنامه ایران نوشته است:
آیا همیشه «سؤال» در ظرف «ندانستن» طرح میشود؟ «پاسخ» این ابهام را باید در نیتِ سائل یافت. اگر جواب سؤال یا سؤالات نزد پرسشگران محفوظ باشد باید در نیت آنها برای «دانستن حقیقت» بهطور جد شک کرد. در این صورت یک سؤال اساسی به وجود میآید که اگر نیت، دانستن و رفع دغدغه ندانستن نیست، پس شأن نزول مطرح کردن «سؤال» چه چیزی میتواند باشد؟ !
بر مبنای یک اصل عرفی، کسی که مورد سؤال قرار میگیرد– مسئول – عملاً در چشم ناظران در مقام متهم است تا آنکه بتواند پاسخ متناسب و قانعکننده برای سؤالات مطرح شده در رفع اتهام و دفاع از خود بیاورد، در غیر این صورت طراح سؤال در جایگاه مدعی و به اصطلاحاً «برنده» معرفی خواهد شد. اما گاهی برخی سؤال و جوابها جنبهای حیاتی و کلیدی پیدا میکنند که اگر مطرح نشده یا مطرح شده و پاسخ داده نشوند، سرنوشت یک ملت را دچار مشکل خواهند کرد لذا در اینگونه موارد باید هم سؤال مطرح شود هم پاسخ قانعکننده ذهن ناظران را راضی کند.
حق طبیعی نمایندگان مجلس است که در صورت پدید آمدن یک شبهه مهم از رئیسجمهور و وزرا سؤال کنند. حتی این حق وجود دارد با وجود یک پشتوانه عقلی محکم و نه واهی، این روند تبدیل به استیضاح هم بشود اما باید پرسید نمایندگان مجلس «چرا» سؤالاتی را مطرح کردند که پاسخهای چالشبرانگیز دارد؟ و از همه مهمتر چرا آنها این سؤال را در این زمان اعلان وصول کردند؟ و سؤال اساسیتر این است که چرا صحنه پاسخگویی رئیسجمهور به گونهای طراحی شده که تا پیش از انتخابات امکان دفاع از خود را نداشته باشد؟ نگارنده در حد بضاعت به این سؤالات پاسخ میدهد:
۱- اول باید موضوع را ریشهیابی کرد که بحث سؤال از رئیسجمهور از چه زمانی و با چه تئوری به این مرحله رسید، آنچه حافظه تاریخی – تحلیلی صاحب این قلم یاری میکند این است که نزدیک به سه سال پیش عدهای با بر نتابیدن رأی اکثریت و مطرح کردن بحث تقلب، ظرفیت مشارکت ۸۵ درصد و آری مردم به مقبولیت نظام را به چالش کشیدند، آنها سهم ۲۴ میلیون و ۵۲۷ هزار و ۵۱۶ رأیی فرد منتخب را به بهانه تقلب، هدف قرار دادند تا مقبولیت نظام را زیر «سؤال» ببرند. شاید «تقلب» رمز آغازین فتنه شد، اما رمز تداوم و تثبیت آن، کلیدواژگان «رئیسجمهور غیر قانونی» بود.
پس از ۹ دی و ناامید شدن فتنه گران از رسیدن به مقصد با تز رسوایی تقلب، مواجهه با دولت و نظام در سطحی دیگر پیگیری شد. تغییر تاکتیک مقابله، با تز زمینگیر کردن «دولت مجروح» و با عنوان «بنی صدریزاسیون» در دستور کار فتنه گران قرار گرفت، این بار استفاده از ظرفیتهای به اصطلاح قانونی برای هدف قرار دادن منتخب مردم روی میز آمد تا برکناری «رئیسجمهور قانون شکن» رمز نهایی فتنه باشد. ماجراهای اردیبهشت ۹۰ مزید بر علت شد تا زمزمه طرح برکنار کردن « رئیسجمهور قانونشکن» در صحن مجلس و با دادن رأی «عدم کفایت» دنبال شود.
اما پس از دفاع قاطعانه مقام معظم رهبری (حفظه الله) از دولت، این زمزمهها فرو نشست اما پایان نیافت! فتنه گران طبق یک برنامه مدون مراحلی برای رسیدن به بستر «مطرح شدن طرح فوقالذکر» را طی کردند، که از جمله مهمترین آنها: جنگ اطلاعاتی – روانی با ظاهر مقابله با انحراف! و در لایهای دیگر، حداکثری کردن فشارهای اقتصادی برای آمادهسازی اذهان عمومی برای حذف دولت و منتخب مردم بود که در چند ماه اخیر نمود عینیتری پیدا کرد. در بعدی دیگر، شمایلِ به مجلس کشاندنِ رئیسجمهور بهصورت چند مرحلهای در قالب: الف- طرح سؤال در کمیسیونهای تخصصی و سپس ب- طرح سؤال در صحن علنی و در نهایت ج-رسیدن به مرحله نهایی که همان دادن رأی عدم کفایت است، کلید خورد.
۲- تا اینجا تنها به قسمتی از سؤال اول و دوم که مطرح شد، پاسخ دادیم، حالا باید پاسخ تکمیلکننده برای «چرایی» مطرح شدن و «چرایی» انتخاب زمان این طرح سؤال را مورد بررسی قرار داد. تحلیل استراتژیستهای آنان این است که «اگر این دولت بتواند از سال ششم خود بگذرد، مقبولیت و مشروعیتش به گونهای اثبات خواهد شد که دیگر نمیتوان از ادامه این گفتمان جلوگیری کرد لذا دشمنان طی سالیان متوالی با مشکل مواجه خواهند بود.» این استدلال زمانی رنگ حقیقت به خود میگیرد که به خاطر بیاوریم بسیاری از پروژههای عمرانی و طرحهای صنعتی و اشتغالزا در این برهه به نتیجه خواهند رسید، در ثانی این موضوع هم کاملاً روشن است که اگر دولت در دو سطح «هدفمند کردن»، واقعاً به مرحله «هدفمندی و توزیع عادلانه!و نه توزیع مساوی» برسد و تحریمهای مقطعی و به اصطلاح سخت با گذشت زمان به شکست بینجامد، نظام و گفتمان اصیل انقلابی ملت، آیندهای را مشاهده خواهند کرد که در طول این ۳۳ سال آرزوی آن را داشتهاند. پس باید در این هنگامه حساس، گفتمان امیدساز و موتور مولد انرژی انقلاب به هر شکل و در هر شرایطی از کار بیفتد وگرنه گذر از این مرحله سخت، افتادن در سرازیری برداشت محصول و ادامه یافتن گفتمان فوقالذکر را در پی خواهد داشت.
۳- فتنهگران همزمان در حرکتی موازی طرح سؤال از رهبر معظم انقلاب را در قالب نامه پراکنی دنبال کردند. قابل حدس است که قسمتی از اهداف حرکت موذیانه فوق برای تحریک رئیسجمهور و شکستن سکوت وی بود. آنها به خوبی میدانند رد شدن از خط قرمز «حمله به رهبری» و «براندازی دولت» با هر مقدمهای که شامل سؤال هم میباشد، شکستن سکوت احمدینژاد را به دنبال خواهد داشت لذا به اشکال مختلف تحریک ایشان را در دستور کار قرار دادند.
باید فهمید چرا پروژه فشار موازی به ایشان در چند هفته اخیر به این شکل دنبال شده است و این موضوع واضح شده که چه کسانی قصد دارند با ایجاد فضای فشار چالش حاکمیتی را رقم بزنند!
۴- احمدینژاد با ولایتمداری محض و تبعیت از بیانات امام خامنهای، سکوت را سرلوحه خود قرار داده اما اگر احساس کند این سکوت دیگر نه تنها الهام بخش وحدت نیست بلکه مستمسکی برای پرده دری و فتنه انگیزی منافقین و معاندین است، آنگاه سکوت وحدت بخش طولانی مدت نخواهد بود.
بیشک هیچ محملی بهتر از صحن علنی سرای ملت برای شبهزدایی و دفاع از همه آنچه در یک سال اخیر به دولت نسبت دادهاند، نیست،اگر این اصرار وجود دارد که فرصت پاسخگویی به رئیسجمهور «پیش از انتخابات مجلس» داده شود به این خاطر است که مردم تکلیف خود را نسبت به شبهات مطرح شده توسط مدعیان مبارزه با انحراف که پیشفرض تشکیلات انتخاباتی خود را همین موضوع قرار دادهاند، بدانند. وگرنه لب به سخن گشودن فرزند ملت، چند روز پس از انتخابات، میتواند مشروعیت کسانی که محوریت رأیگیری خود را در مبارزه با انحراف دولتمردان تعریف کرده بودند، بهطور کامل زیر سؤال ببرد. اگرچه تبیین و توجیه سرفصل کار رسانهای دولت و خدمتگزار ملت است اما به گفته سعدی «کلوخانداز را پاداش سنگ است / جوابست ای برادر! این نه جنگ است».