ولنتاین تلخ تلخ تلخ

دریافت هر روزه جدیدترین اخبار :

دریافت خبرنامه

گوناگون

قیمت بالای گلکسی s8 در تولید

قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......

جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۳۹۶

سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر در سال 1396 ......

ظرفیت اینترنت ایران ۱۰ برابر می شود

محمود خسروی امروز شنبه در مراسم دید و بازدید نوروزی ......

اینترنت رایگان در ایام اربعین حسینی از نجف تا کربلا

معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......

اجتماعی و حوادث

قاتل همسر بنیامین بهادری پیدا شد

این روزها بنیامین بهادری نقل همه مجلس هاست؛ از فاجعه ......

قتل صفدر رحمت آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت با دو گلوله

مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیه‌ایی جزییات حادثه‌تیرانداری ......

زنی که بعد از بریدن سرش زنده ماند

یک مرد ۲۲ ساله در ولایت کندزافغانستان پس از آن ......

اعدام در ملاء عام مجازات تجاوز به زن خانه دار

جوان معتاد که در تجاوزبه‌عنف به زن همسایه مجرم شناخته ......

سلامت

سازمان غذا و دارو نواقص توزیع شربت تریاک را پذیرفت

دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......

راه های انتقال بیماری ایدز را بشناسید

بیماری ایدز و ترس از اینکه در اثر تماس های ......

آب در کنار ماء الشعیر بهترین مایعات برای سنگ کلیه

سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......

پشه ها دیگر انسان را نیش نخواهند زد

در یک پیشرفت علمی، دانشمندان توانستند پشه ها را به ......

دینی

نحوه خواندن صد سلام و صد لعن در زیارت عاشورا

در قسمتی از زیارت عاشورا صد سلام و صد لعن ......

استفتا در مورد نحسی عدد سیزده و سیزده بدر از آیت الله مکارم

نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......

آثار مخرب دنیوی و اخروی دوستی دختر و پسر

دوستی دختر و پسر از مواردی است که آثار مخرب ......

روح انسان زن است یا مرد ؟

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در نوشتاری اصل خلقت زن و ......

ولنتاین تلخ تلخ تلخ

چترش را بست و وارد مغازه شد. غلغله بود. حوصله‌ی گشتن نداشت‌. روکرد به یکی از فروشنده‌ها و گفت‌: شکلات فندقی… یک لحظه مکث کرد، نه! تلخ هفتاد درصد می‌خوام.

با خودش فکر کرد: عجب اشتباهی‌! پارسالی فندقی دوست داشت‌، ناخوداگاه یاد ولنتاین پارسال افتاد‌، حالا او داشت چه کار می‌کرد‌؟ چه کسی برایش هدیه‌ی ولنتاین می‌خرید؟

نگذاشت خاطرات بیشتر از این غرقش کند. سریع به خودش آمد و فروشنده را که داشت به آن طرف مغازه می‌رفت از پشت صدا زد: بسته بندیش شیک و فانتزی باشه لطفاً.

■■■

از چند روز پیش که افتاده بود به جان خانه حالا رسیده بود به زیرزمین. داشت کمد چوبی را تمیز می‌کرد. پر از یادگاری‌های قدیمی بود که حالا حسابی خراب شده و خاک گرفته بودند. یک کیسه زباله‌ی بزرگ گذاشته بود کنار دستش و یکی‌یکی می‌انداختشان داخل آن‌. به دفتر مشق اول دبستانش که رسید دلش نیامد‌. نگهش داشت‌. عروسک موطلایی بچگی‌هایش را هم‌.

ته یکی از طبقه‌ها دستش به یک چیز نرم خورد. بیرون که آورد شناختش‌. یک قلب عروسکی بزرگ که رویش با حروف انگلیسی سفید نوشته شده بود: آی لاو یو. قرمزی عروسک حالا حسابی کدر شده بود، مخملش هم خاک گرفته بود. یاد خاطرات گذشته افتاد. شیرین نبود. حالا دیگر شیرین نبود. بدون تأمل قلب پارچه‌ای را هم داخل کیسه انداخت.

چند ساعت بعد که داشت شیشه‌های آشپزخانه را دستمال می‌کشید دختر کوچکِ خواهرش قلب به دست دوید تو: خاله این باشه مال من؟

با بی‌تفاوتی گفت: مال تو. فقط خیلی کثیفه. بده برات بشورمش.

■■■

از اتوبوس پیاده شدند. چند قدم آن طرف تر فروشنده‌ی دوره‌گرد بساطش را کنار پیاده رو پهن کرده بود و داد می‌زد: کارت تبریک ولنتاین‌، عروسک ولنتاین…

دختر دبیرستانی‌ها با مانتوهای سرمه‌ای،کوله به دوش دورش جمع شده بودند و کارت‌هایش را بالا و پایین می‌کردند. لبخند زد. چه روزهای شاد و بی‌دغدغه‌ای داشتند. بعد بی هوا رویش را برگرداند طرف دوستش: ولنتاینم نزدیکه‌ها!

سکوت و ابروهای درهم رفته‌اش را که دید یادش آمد هفته‌ی پیش جدا شده‌. حسابی شرمنده شد‌.

منبع:بی باک


قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.