قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
به گزارش اخبارگو به نقل از کیهان، پایگاه اینترنتی «ملی- مذهبی» که از پاریس مدیریت می شود، در تحلیل خود با عنوان «هاشمی؛ مهره ای سوخته، سوزاننده» نوشت: رفتار هاشمی و آنچه که بر فرزندان او رفته اپوزیسیون (از جمله جریان ملی- مذهبی) را بر سر تصمیم گیری می نشاند. پرسش اساسی این است که با هاشمی چگونه باید رفتار کرد؛ او که در کارنامه اش قلع و قمع «دیگران» را به طور پررنگ دارد و در تصمیم های بزرگ از جنگ تا اتفاقات سال ۶۷، قتل های زنجیره ای [!؟] و… جزو تصمیم سازان بوده و اکنون با دموکراسی خواهان افق مشترک پیدا کرده است.
نویسنده در ادامه می پرسد: تکلیف چیست؟ آیا باید تاریخ هاشمی را به فراموشی سپرد یا این که به طور تاکتیکی فعلا در مورد او سکوت کرد تا اگر زوری دارد ضربه اش را به حکومت بزند و بعد که نوبت خود او رسید به حسابش رسید، یا این که اصولا تاریخ او را فاش گویانه بر سر کوی و برزن فریاد زد و از هر سازش و حمایتی از او تن زد؟ جایی از مهندس سحابی دیدم که گفته بود بزرگترین ایثار آن است که یک مبارز از شرفش [!] هم برای آرمانش بگذرد و این پارادوکسی سخت و ویرانگر است. حنیف نژاد زحمت دوستانش را بر گردن گرفت و سرافراز سینه به گلوله سپرد در حالی که احتمالا در خود احساسی از سرافرازی داشته است، از میان شوق و عشق دوستانش بدرقه می شود و در برابر جوخه اعدام می ایستد و گردنکشانه فرمان آتش می دهد. اما اگر مجبور می شد برای نگهداشتن سازمانی که چون خویشتن دوستش می داشت با ساواک همکاری ای نسبی بکند و خود را و شرفش را به باد یغما بدهد چه حالی پیدا می کرد.
ارگان گروهک ملی- مذهبی ادامه می دهد: حال تکلیف با هاشمی چیست، اگر بر این باشیم که باید پراگماتیستی عمل کرد و به فراخور وضعیت، وزن قدرت را سنجید و موضع خود را تعیین کرد؛ خیلی زود می توان به این رسید که پس حمایت از هاشمی به صلاح است. چرا که او به نسبتی به تحقق خواسته های ما نیز کمک می کند فارغ از این که دیگران در مورد ما چه فکر می کنند و اگر آرمانخواهانه عمل کنیم هرگز به زیر علم کسی چون هاشمی نخواهیم رفت چرا که عملکرد او با آب کوثر هم پاک نخواهد شد و همدستی با او دامن آدمی را آلوده می کند!
این سایت وابسته به تقی رحمانی و رضا علیجانی (دو عنصر فراری فعال در فتنه سبز) در ادامه تحلیل خود نوشت: می توان پرسش چه باید کرد را در دو ساحت طرح افکند، در ساحت اخلاق و دیگری در عرصه سیاست. بدین معنی که در یک سطح می توان به خوبی و بدی این رفتار و ارزش آن اندیشید و در سطحی دیگر به تبعات و نتیجه این کنش در عرصه عمل و به طور مشخص در عرصه سیاسی. در ساحت اخلاق پرسش این است که آیا گذشتن از خطاهای کسانی از این نوع اخلاقی است و آیا چشم پوشی از کرده های اینان خود ظلمی نیست در حق آنانی که مظلوم واقع شده اند؟ و در ساحت سیاست پرسش این است که آیا حمایت از هاشمی و نادیده گرفتن تاریخ و رفتار گذشته او می تواند کمکی به پیشرفت در بستر دموکراسی بکند؟ هرچند پرسش دوم نفی سوال اول نیست اما پاسخ منفی به آن حداقل این است که آدمی را از پاسخ دادن به سوال دوم رها می کند.
نویسنده می افزاید: در عرصه اخلاق نگارنده معتقد است هرگز نباید از گناه اینان گذشت اما باید با ایشان تاکتیکی برخورد کرد یعنی در برابر گناهان شان سکوت کرد تا وقت آن برسد. بنابراین چونان که کنشگری با این فرض در برابر امثال هاشمی سکوت کند اما یا هاشمی موفق نگردد تا وضعیت را تغییر دهد و یا سوژه در این میان وقتش به اتمام برسد و از بین برود، ایده در بیضه میرد و سوژه نیز هرگز نمی تواند خود را و رفتارش را توجیه نماید. چرا که به کاری دست زده و آبرویی از خود به باد فنا داده که بازگشت ناپذیر است. بنابراین این میدان سخت خطرناک است.
سایت ملی- مذهبی در ادامه نوشت: اما در عرصه عملی که تمرکز بیشتری بر آن وجود دارد، هاشمی ارزش این ریسک را ندارد چرا که او از قدرت افتاده و توان تاثیرگذاری خویش را از دست داده است، پیش فرضی که می تواند اپوزیسیون را به حمایت از او وادارد در دورانی که او کاندیدای ریاست جمهوری بود، درست بود، چرا که در آن موقع این استعداد در او بود که قدرت را تصاحب کند و مثمر ثمر باشد. اما در این شرایط به دلایلی که خواهد آمد هرگونه حمایتی از او رنج بیهوده بردن است.
ارگان وابسته به گروهک نفاق ملی- مذهبی در پایان نتیجه گرفت: «در مختصات جدید، هاشمی و امثال او […] اصلا دارای قدرت و نفوذی نیستند تا بخواهند تاثیری بگذارند. البته هاشمی در دوران ریاست بر خبرگان این نکته را فهمیده بود و به زودی فهمید که نظام بازی را برده است. هرچند در ناکامی او نقش یارانش را نیز نباید از نظر انداخت. کسانی که هاشمی روی آنها حساب باز کرده بود و فقط قدرت و منافع ناشی از آن را می بینند نه آرمانی در سر دارند و نه میلی برای فداکاری. از این رو اتخاذ موضع حمایت از هاشمی فقط ریختن آبرویی [!؟] است که با واسطه سالها در اپوزیسیون به دست آمده است. هزینه ای که فایده ای نخواهد داشت. از این رو اگر این پیش فرض ها را بپذیریم اپوزیسیون باید در برخورد با هاشمی تردید و درنگ بیشتری به خرج بدهد.