قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
به گزارش اخبارگو به نقل از روزنامه مردمسالاری: دکتر مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب «مردمسالاری» و حجتالاسلام مجتبی ذوالنوری مشاور ویژه نمایندگی ولیفقیه در سپاه در مناظرهای داغ، به بررسی دیدگاههای مربوط به مشروعیت و مقبولیت ولایت فقیه پرداختند. به گزارش پایگاه خبری فریادگر، در این مناظره که با حضور تعداد زیادی از دانشجویان در دانشگاه صنعتی قم برگزار شد، ابتدا کواکبیان، نظام ولایت فقیه را میراث گرانقدر امام راحل(ره) توصیف کرد و گفت: نظام ولایت فقیه با الگوی مردمسالاری دینی شکل گرفته و میتواند به عنوان الگویی برای بسیاری از افراد بشری، زمینه ایجاد حکومتی مبتنی بر ارزشهای دینی و همچنین برآمده از رای مردم و جمهوریت و مردمسالاری را فراهم سازد. وی با بیان این نکته که بنا نیست در این جلسه به اثبات اصل ولایت فقیه بپردازیم گفت: به تعبیر امام راحل اگر حکومتی بخواهد دینی باشد باید در راس آن یک کارشناس دینی قرار داشته باشد و به تعبیر امام(ره) تصور ولایت فقیه موجب تصدیق است.
اما بحث اساسی در مناظره فعلی این است که آیا ولایت فقیه مشروعیت خود را از مردم میگیرد یا از خدا یا از هر دو؟ عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه در مورد مشروعیت ولیفقیه سه نظریه وجود دارد گفت، دسته اول معتقدند ولیفقیه هیچ تفاوتی با امامان معصوم ندارد و چون در عصر غیبت، نایب امام زمان(عج) است همه آنچه در مورد امامان معصوم صادق است در مورد ولیفقیه هم وجود دارد. براساس این نظر، مشروعیت ولیفقیه، صرفا از جانب خدا است و مردم فقط در مقبولیت نظام نقش دارند و نه بیشتر. در نقطه مقابل این نظر، برخی معتقدند باید بحث امامان معصوم را از عصر غیبت تفکیک کرد چرا که امامان به دلیل عصمت باید حتما از جانب خدا منصوب شده باشند ولی در عصر غیبت چنین موضوعی وجود ندارد و حق حاکمیت الهی به مردم داده شده و مردم، این حق را به ولی فقیه میدهند؛ لذا بحث مشروعیت مردمی مطرح میشود و حامیان این نظریه، رای مردم را شرط اساسی برای شکلگیری ولایت و مشروعیت قانونی آن میدانند. کواکبیان با بیان اینکه بر هر دو نظریه اشکالاتی دارد گفت: اشکال نظر اول این است که اگر قرار باشد مشروعیت ولیفقیه از جانب خداوند شکل بگیرد. اگر چند نفر فقیه واجد شرایط داشتیم، کدامیک نایب امام زمان هستند؟ میگویند هر کدام که اعلم باشند میگوییم اما چه کسی تشخیص میدهد کدامیک اعلم هستند و ملاک اعلمیت چیست؟ اگر بگویند باید ببینیم اکثریت علما چه کسی را اعلم میدانند، همان حرف ما میشود که نظر اکثریت مبنای عمل و مشروعیت بخشی است.
اشکال نظر دوم هم این است که اگر قرار باشد فقط مردم، مشروعیت بخش باشند چه کسی گفته ضرورت دارد مردم، حتما یک فقیه را انتخاب کنند و چرا مردم نمیتوانند به غیر فقیه رای بدهند؟ لذا چون شرایط را شریعت تعیین میکند بخشی از مشروعیت فقیه، مربوط به مردم نیست. بنابراین نظر سوم که ولیفقیه مشروعیت خود را هم از خدا و هم از مردم میگیرد بهترین نظریه و مبنای صحیح برای تداوم حکومت است.
در ادامه این مناظره حجتالاسلام مجتبی ذوالنور بحث مشروعیت را حاصل یک دعوای لفظی یا دو چیز انگاشتن ماهیت مشروعیت و مقبولیت دانست و گفت: اگر منظور از مشروعیت، چیزی باشد که در زبان و عرف متشرعه مطرح است و غیر آن خلاف شرع است یک جنبه پیدا میکند و اگر منظور از مشروعیت، همان چیزی است که در فرهنگ اصطلاحات سیاسی دنیا مطرح است، مترادف با مقبولیت است. اما اگر منظور این است که اگر مردم قبولش نداشته باشند مشروعیت پیدا نمیکند این بحث دیگری است.
وی گفت: اگر منظور این باشد که اگر ولیفقیه رای مردم را نداشته باشد ولایتش مشروعیت ندارد و در کنار چند شرط ولیفقیه، رای مردم هم یک شرط است، یک جنبه دارد و اگر منظور این است که ولیفقیه،ولایت دارد و ولایتش هم الهی است این هم بحث دیگری است. ابتدا باید ببینیم از چه منظری به ولایت فقیه نگاه میکنیم. مشاور ویژه نمایندگی ولیفقیه در سپاه با اشاره به اینکه زمانی نظری میتواند مقبول باشد که ببینیم بستر و جایگاه این بحث کجا است گفت: در دین ما هر کسی مجاز به حکومت نیست و ملاک این نیست که مردم به چه کسی رای میدهند. تکلیف دوران امامان معصوم(ع) و پیامبر(ص) معلوم است و در دوران غیبت هم توصیف داریم. مبنای ولایت فقیه را این میدانیم که کسی جز ولیفقیه حق تصرف در امور مردم را ندارد. مردم به ولیفقیه مشروعیت نمیبخشند و تنها مقبولیت میدهند یعنی اگر مردم پشت سر ولایت نباشند، تنها ولایتش اجرایی نمیشود.
مناظره با سخنان کواکبیان در مورد اظهارات ذوالنور ادامه یافت. کواکبیان با بیان اینکه در علوم سیاسی معنای مشروعیت مشخص است گفت: هر پاسخی به سوال چرایی اطاعت مردم از حاکمان بدهیم، به معنای مشروعیت است. اگر بگوییم دلیل اطاعت مردم از حاکمان، صرفا فقهی و شرعی است جای اشکال دارد و مشروعیت به مفهوم legitimacy را نادیده میگیریم. وی تصریح کرد: قطعا جنبه قانونیت مشروعیت با حقانیت مشروعیت دو بحث است. در حالیکه ما اعتقاد داریم دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست لذا مشروعیتی که ما از آن بحث میکنیم هم فقهی و هم سیاسی است.
نویسنده کتاب مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه گفت: چرا وقتی بحث تشکیل حکومت مطرح میشود صرفا پای مردم به میان میآید؟ اینکه بگوییم ولایت در جنبه اجرایی و مقبولیت به مردم وابسته است این که معلوم است؛ وقتی مردم نباشند اساسا حکومت شکل نمیگیرد مگر حکومت برای چه کسی تشکیل میشود؟ پس بحث ما نقش مردم در مشروعیت است، نه صرفا مقبولیت و بحث هم شرعی است و هم سیاسی. وی با بیان اینکه در عصر غیبت آقا امام زمان (عج) به هر فقیهی ولایت سپرده نمیشود کما اینکه برای فرد غیر فقیه هم ولایت وجود ندارد بلکه به فقیه منتخب مردم، ولایت داده میشود، به نامه امام خمینی(ره) به آیتالله مشکینی اشاره کرد و گفت: این نامه مربوط به ۲۰ روز قبلاز ارتحال امام خمینی(ره) است و از آخرین دیدگاههای امام خمینی(ره) محسوب میشود. آیتالله مشکینی از امام درباره موضوعات مجلس بازنگری قانون اساسی سوال کرد و امامخمینی(ره) فرمود: وقتی مردم، خبرگان را انتخاب کردند و خبرگان هم فقیهی را برای حکومت انتخاب کردند. او به صورت قهری ولی منتخب مردم و صاحب همه اختیارات است. در کتاب کشفالمراد این بحث مطرح شده «العصمه تقتضی النص» که امامان معصوم چون معصومند منصوبند و چون منصوبند منصوصند. کواکبیان گفت: در عصر غیبت یا باید بگوییم ولی فقیه معصوم است، یا اگر معتقدیم معصوم نیست و فقط شرایط ولی فقیه از سوی شریعت مشخص شده، پس حتما مصداق را باید مردم انتخاب کنند؛ در حقیقت، شرایط را شریعت میگوید و مصداق را مردم انتخاب میکنند.
وی با بیان اینکه هر سه نظریه در مورد مبانی مشروعیت ولی فقیه در بسیاری از موارد با هم اشتراک دارند گفت: اما در بعضی جاها اختلافات اساسی دارند. اگر بگوییم مردم در انتخاب رهبری نقش مشروعیت بخش ندارند پس مردم، نقشی هم در عزل رهبر نخواهند داشت. به همین دلیل است که برخی میگویند این اصل ۱۱۱ را در قانون اساسی که میگوید خبرگان حق عزل رهبری را دارند در قانون اساسی اشکال دارد یا در بحث نظارت، استفاده از عبارت نظارت بر ولی فقیه را توهین میدانند چرا که از نظر آنها مردم نقشی در مشروعیت بخشی به ولی فقیه ندارند. کما اینکه از نظر طرفداران نظریه مشروعیت مردمی در قلمرو اعمال ولایت، اگر رای دادن و رضایت مردم ملاک باشد، ولی فقیه فقط به مردمی که به او رای دادهاند میتواند اعمال ولایت کند و لذا این بحث پیش میآید که او چگونه میتواند ولی امر مسلمین جهان شود؟
مدیر مسوول روزنامه مردمسالاری با طرح این سوال که آیا ولی فقیه مافوق قانون اساسی است یا برعکس گفت: اگر گفتید در عصر غیبت مردم در مشروعیت بخشی به ولایت فقیه، هیچ نقشی ندارند، آنگاه قانون اساسی هم دیگر میثاق ملی نخواهد بود زیرا مشروعیت خود را از مردم نمیگیرد. وی با قرائت روایت مقبوله عمرابنحنظله «ینظران الی ممن کان منکم من قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا، فلیوضوا به حکما، فانی قد جعلته علیکم حاکما» خطاب به ذوالنور گفت: آیا منظور از ضمیر قد جعلته در این روایت، غیر از فقیهی است که مردم به او رضایت دادهاند؟ در اینجا ضمیر بر میگردد به فقیه مورد قبول و مورد انتخاب و مورد رضایت مردم. ذوالنور با پذیرش سخن کواکبیان گفت: مرجع ضمیر درست است و من آن را قبول دارم به فقیه مورد رضایت مردم بر میگردد اما اینکه میگوییم ولی فقیه مقبول مردم باشد ملاک چیست؟ مگر در دوران امام صادق(ع) چند نفر او را قبول داشتند؟ اگر بگوییم مردم به هر چیزی رضایت دادند حق است، پس ملاکی نداریم.
وی با طرح این ادعا که در نظامهای لیبرال دموکراسی رای اکثریت بیمعناست و وجود خارجی ندارد گفت: در جامعهای با ۱۰۰ میلیون جمعیت، بستگی به قانون انتخابات و سن رایدهندگان، ۵۰ درصد از واجدان شرایط در برش اول حق رای دادن ندارند. در برش دوم بستگی به شرایط هر کشور، به طور میانگین ۵۰ درصد از واجدان شرایط پای صندوقهای رای حاضر میشوند که ۲۵ درصد از کل جمعیت است. از آن تعداد هم ۵۰ درصد به کاندیدای پیروز رای میدهند که ۵/۱۲ درصد از کل مردم میشود. مثل انتخاباتی که در آمریکا برگزار میشود و بوش و اوباما همینطور بر سرکار میآیند. این کجا اکثریت است؟
ذوالنور ادامه داد: ما ولی فقیه و نظام اسلامی داریم، اگر با تلاش رسانههای بیگانه و فضاسازی بیگانگان، فضایی در جامعه ایجاد شد که بخش عظیمی از جامعه علیه ولی فقیه تظاهرات کردند و اکثریت مردم از حاکمیت رهبری ابراز نارضایتی کردند، ولی فقیه حق دارد حکم الهی را اجرا کند. اگر اکثریت مردم هم نخواستند او باید حکم الهی را جاری کند در حالی که براساس نظر آقای کواکبیان، این میشود غیرمشروع و بر این مبنا، تصرفش غیرشرعی است. وی افزود: براساس دیدگاهی که من عرض میکنم مشروعیت ولی فقیه حاکم، الهی است و مردم این مشروعیت را به حاکم ندادهاند و اگر مقابلش ایستادند مشروعیت او سر جای خودش است. حضرت علی(ع) هم ۲۵ سال به همین دلیل خانهنشین بود. البته آقای هاشمی در دوران فتنه گفتند حاکم اسلامی را اگر مردم نخواستند باید کنار بکشد و از پیامبر اکرم(ص) وحضرت علی(ع) مثال آورد که من همان زمان گفتم این حرف، مغالطه است. پیامبر اکرم(ص) در اصل ولایت آن موضوع را مطرح کرده بود. مشاور ویژه نمایندگی ولی فقیه در سپاه گفت: تا وقتی ولایت فقیه، حکومت تشکیل نداده، خود را تحمیل نمیکند اما وقتی اجرایی شد، باید بایستد، اگر هم نتوانست اجرا کند و مقبولیت را از دست داد. ولی فقیه مشروعیت دارد.
در ادامه این مناظره، کواکبیان موضوع مقبولیت را در هر سه نظریه مشترک ارزیابی کرد و در عین حال گفت: اینکه اوباما را مثال میزنید خلط مبحث است چرا که ما درباره واجدان شرایط حکومت دینی بحث میکنیم. ما هم نمیگوییم نظر اکثریت در همه جا حتما درست است اما آیا غیر از انتخابات و رای اکثریت راهحلی وجود دارد؟ وی تاکید کرد: نظر مبنای مشروعیت صرفا الهی را خیلی از علمای امروز قبول دارند. حتی امثال جناب آقای مصباح هم آن را به امام خمینی(ره) نسبت میدهند ولی امام خمینی(ره) گفتند میزان رای ملت است. این جمله صرفا یک شعار سیاسی نیست بلکه شعور فقهی است.
امام خمینی(ره) در حکم خود به مهندس بازرگان اعلام کردند که به موجب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت مردم، که در طول راهپیماییها و تظاهرات از سوی ملت ابراز شده است شما را به عنوان نخستوزیر انتخاب میکنم. این حکم امام خمینی(ره) به اولین کارگزار نظام جمهوری اسلامی است. یا امام خمینی(ره) در بهشتزهرا گفتند من به پشتوانه این ملت توی دهن این دولت میزنم. حتی رهبر معظم انقلاب اول فروردین ماه ۸۹ در مشهد مقدس صحن حضرت علیبنموسی الرضا(ع) گفتند که ما در جمهوری اسلامی علاوه بر آنکه مشروعیت الهی داریم، مشروعیت مردمی هم داریم، پس اگر قرار باشد مشروعیت مردمی مشکل داشته باشد رهبری هم نباید از این عبارت استفاده کنند.
نویسنده کتاب مبانی دموکراسی در نظام ولایت فقیه گفت: این اتفاق نیفتاده که اکثریت مردم به تحریک رسانههای خارجی به خیابانها بیایند و با رهبری مخالفت کنند، برعکس در خرداد ۸۸ بیش از ۸۵ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند که بیانگر افزایش مشروعیت نظام بود اما اگر هم زمانی این اتفاق افتاد تکلیف حکومت از دوش رهبری ساقط میشود. وی با تاکید بر اینکه در هیچ کجای شریعت دینی نداریم با «تغلب» حکومت شرعی میشود یعنی به زور نمیشود حکومت کرد گفت: اگر رهبری توانست، مردم را ارشاد و سفارش میکند ولی اگر نشد اساسا تکلیف حکومت از رهبری ساقط است چرا که حتی یک ساعت حکومت بر مردم بدون رضایت آنان و با زور، شرعا نادرست است. کواکبیان با اشاره به مباحث مطرح شده توسط ذوالنور گفت: هر چند آقا امام زمان(عج) ظهور ندارد ولی از سوی خداوند سبحان منصوب است و حضور دارد. ولی فقیه هم به نیابت از امام زمان(عج) حضور دارد و براساس اصول قانون اساسی چون اگر خبرگان نبودند، رهبر هم نبود و اگر مردم نبودند خبرگان ایجاد نمیشد، پس اگر مردم نباشند رهبری هم نخواهد بود.
در ادامه، ذوالنور گفت: امام خمینی منظورشان از ولایت فقیه، این چیزی نیست که ما تصور داریم چرا که به امام که مردم رای نداده بودند. وی با تایید اظهارات کواکبیان مبنی بر اینکه راهی به جز انتخابات وجود ندارد گفت: ما هم نمیگوییم این روش غلط است چون فعلا راه دیگری وجود ندارد و همه ارکان حکومت ما هم از این طریق انتخاب میشوند. ذوالنور ادامه داد: در نظام اسلامی، کارگزاران حکومتی از جمله رئیسجمهور، با تنفیذ ولی فقیه مجاز به تصرف هستند. امام فرموده میزان رای ملت است اما همان امام فرمود اگر مردم به رئیسجمهوری رای دادند و ولی فقیه امضا کرد، حق تصرف در امور دارد در حالی که ولی فقیه از ناحیه امام معصوم(ع)، مجاز به تصرف است. لذا امام میفرماید من توی دهن این دولت میزنم اما قبل از آن در ۱۵ خرداد که هنوز مردم هم در صحنه نبودند توی دهن دولت زده بود.وی افزود: اگر اکثریت مردم کف خیابان آمدند و علیه اصل نظام دینی شعار دادند اینجا تکلیف از ولی فقیه ساقط نیست. ولی فقیه باید نظام را حفظ کند و حکم خدا را اجرا کند کما اینکه حضرت علی و امام حسین هم ایستادند چون ملاک حق و باطل، تشخیص مردم نیست. اگر ولی فقیه بر حق است با مخالفت ۸۰ درصد مردم هم باید بایستد.
ذوالنور خطاب به کواکبیان گفت: اینجا تفاوت نظر من با جنابعالی است. من میگویم مشروعیت ولی فقیه صرفا الهی است و مردم مقبولیت میدهند تا حکم خدا را جاری کند و اگر مردم هم مخالفت کردند چون مشروعیت دارد باید بایستد و حکم خدا را اجرا کند. شما بگویید ایستادن مجاز است یا نامشروع اینجا باید شفافسازی شود.
کواکبیان در پاسخ به اظهارات ذوالنور گفت: من نمیدانم چه اصراری است که یک چهره طالبانی از نظام ولایت فقیه به دنیا نشان دهیم. وی با طرح این پرسش که آیا دفاع بد از ولایت فقیه ثواب دارد گفت: این گونه دفاع از ساحت ولایت فقیه در حقیقت تضعیف نظام ولایت فقیه است. ما باید چهره نظام ولایت فقیه را تا جایی که میتوانیم طوری زیبا به افکار عمومی دنیا نشان دهیم تا الگوی مردمسالاری دینی در دنیا جا بیفتد. وی خطاب به ذوالنور گفت: من شفاف میگویم، اگر ولیفقیه مشروعیت مردمی خود را از دست داد در آن شرایط چون تکلیف حکومت از او ساقط است باید کنار بکشد؛ شفافتر از این بگویم؟ مثالهایی هم که میزنید مصداق ندارد. امام حسین(ع) که اصلا حکومت تشکیل نداده بود و در مقابل یک حکومت فاسد ایستاد. حضرت علی(ع) هم که حکومت را در اختیار داشت یک اقلیت در مقابلش ایستادند. مگر ناکثین و مارقین و قاسطین، ۸۰ درصد بودند؟ اینها تحریف تاریخ است.
عضو هیات علمی دانشگاه علامهطباطبایی با بیان اینکه ادله شما کفایت نمیکند چون اساسا در بحث امامان معصوم(ع) است و مصداق پیدا نمیکند زیرا در همان جا هم مبارزه هیچکدام برای اصل حکومت نبود گفت: ما نمیخواهیم به زور بر مردم حکومت کنیم و مردم را به زور به بهشت بفرستیم. در بین روسای جمهور بدتر از بنیصدر که نداشتیم ولی حکم او هم توسط رهبر تنفیذ شد. تنفیذ حکم همان اعطای مشروعیت الهی به دولت است. وی در پاسخ به سوال مجری برنامه در مورد مصادیق حکم حکومتی گفت: حکم حکومتی، حکمی است که توسط حاکم برای یک مصلحت عامهای در بین مردم و رفع مشکلی که در جامعه ایجاد شده صادر میشود. کواکبیان دیدگاههای رهبری در مواردی همچون قانون مطبوعات و طرح سوال از رئیسجمهور را«توصیه» خواند گفت: حکم حکومتی جایی صادر میشود که بنبست جدی در حکومت ایجاد شده که اگر شکسته نشود حکومت به فروپاشی نزدیک میشود. اگر بگوییم رهبری میخواهد نظام سه قوه را به هم بریزد این گونه نیست. به همین دلیل در اصل ۱۱۰ قانون اساسی، حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست از اختیارات رهبری است لذا رهبری فقط در یک جا مافوق قانون اساسی است و آن هم جایی که معضلی برای نظام اتفاق افتاده که رهبری باید بنبستشکنی کند که آن هم در اصل ۱۱۰ قانون اساسی پیشبینی شده است. کواکبیان در پایان با ذکر مثالی گفت: مشروعیت و مقبولیت سه مرحله دارد؛ حقانیت، قانونیت و مقبولیت؛
که حقانیت، مشروعیت جنبه الهی داد و قانونیت مشروعیت و مقبولیت از آن مردم است.
مناظره کواکبیان و ذوالنور با پرسش و پاسخ پایان یافت.