انتشار: 26 دسامبر 2012 | کد خبر: 20750 |
مدتی بود که قیمت ارز در مرز سه هزارتومان به ثبات نسبی رسیده بود دراین مدت کمتر شاهد نوسان شدید قیمتی بودیم حتی هنگام تصویب دور جدید تحریم ها توسط سنای آمریکا در اینجا بازار واکنش خاصی نداشت و قیمت دلار با کمی کاهش نیز روبرو شد ولی با کمال تعجب و به شکل غیر معمول پس از مصاحبه رئیس جمهورازروز یکشنبه دلار شروع به افزایش قیمت کرد و در پایان روز دوشنبه به مرز ۳۵۰۰ تومان رسید مشابه این اتفاق پس از مصاحبه مطبوعاتی آقای احمدی نژاد در یازدهم مهرنودویک به وقوع پیوست در آن هنگام هم که بازارآشفته بود وهمه منتظرواکنش مسئولان بودند خبرمصاحبه مطبوعاتی آقای رئیس جمهورموجی از امیدواری را در جامعه بر انگیخت چشمها و نگاهها به آن مصاحبه دوخته شد،همگان امید داشتند که از زبان رئیس جمهور مطالبی جاری خواهد شد که میتواند آبی بر آتش بازار پرنوسان باشد دکتراحمدی نژاد در آن زمان با این استدلال که هیچ دلیل اقتصادی برای نوسانات نرخ ارز وجود ندارد،مدعی شدند که ۲۲ نفر به عنوان سر حلقههای آشفتگی بازار شناسایی شده اند.

احمدی نژاد
بسیاری در لحظه شنیدن این تحلیل یقین پیدا کردند که با این کشف علت،بازاربه حالت عادی برخواهد گشت ودیگرهم شاهدچنان نوسانی نخواهیم بود ولی با کمال تعجب کاشف به عمل آمد که نبض بازارهمزمان جور دیگری میزند ودچار تشدید در نوسان شد دلار به مرز پنج هزارتومان رسید نوع تحلیل آقای رئیس جمهوردرفاصله دومصاحبه شبیه به هم بود با این تفاوت که اینبار نقش تحریمها در تحلیل ایشان کمی پررنگ ترشد.
حال سؤال مهم اینست که واقعاً چه ارتباطی بین مصاحبه و محتوای آن و واکنش بازار وجود دارد؟ چرا بازار اینطور واکنش نشان میدهد ؟ چرا بجای واکنش مثبت با واکنش منفی روبرو هستیم ؟ آیا این تاثیر کلام و محتوای مصاحبه است که به این شکل پالس منفی به بازار میدهد ؟ آیا اراده ای غیر اقتصادی برای انتقام از رئیس جمهور بر بازار حاکم است وبا ابزار بازارسعی میکند که نحوه مدیریت و نوع نگاه شخص احمدی نژاد را به چالش بگیرد؟
پاسخ هر چه باشد فاجعه آمیز است اگر فرض اول صحیح باشد معنایش اینستکه بازار تحت تاثیر فضاهای روانی رفتار میکند و قیمتها و نوسانات در حقیقت محصول فضاها هستند و واکنشها روانی و غیر اقتصادی میباشند و تحلیل آقای رئیس جمهور بدون توجه به روانشناسی بازار صورت میگیرد بنابراین باعث حسایت منفی میشود. چناچه این وضعیت در پی صحبتهای گاه و بی گاه دیگر مسئولان از جمله رئیس کل بانک نیز مرکزی تکرار میشود پس دراینصورت لازم است هم در ادبیات و هم نوع تحلیل تغییر فاحشی داده شود و اگر این امکان وجود ندارد بهترآن است که اصولاً صحبتی انجام نپذیرد.
اگر فرض دوم درست باشد معنایش اینکه رقیبان آقای احمدی نژاد با اشراف براهرم بازار،ازقدرت مقابله بالایی برخوردارند وهمچنان که خود آقای رئیس جمهورهم مدعی است اتاقهای مهندسی وجود دارند که در حال برنامه ریزی برای ناکارآمد نشان دادن دولت و لجبازی با شخص ایشان هستند به عبارتی بازار واکنش سیاسی به صحبتهای رئیس جمهور دارد در این صورت آنچه در این میان لطمه میبیند مردم مظلوم و بی گناه خواهند بود دود این تقابلها به چشم مردم خواهد رفت واین آتش بازی دامن مردم را بیش از پیش میسوزاند.
به هر حال قدرمشترک هر دو فرضیه این است که واکنشهای بازاراقتصادی نیست وامکان تحلیل اقتصادی برایش میسر نخواهد بود بنابراین علت را در رفتارها باید جست و مع الا سف تجربه نشان داده است که امکان تجدید نظردررفتارها چندان با واقعیتها سازگار نیست.