قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
به گزارش اخبارگو به نقل از خبر آنلاین :کراوات کاملا ایرانی است.
نیما پیشدادیان :در اوستا (ویدیودات فرگرد ۱۴ آیه ۹) دوازده چیز را که مرد جنگی به آنها نیازمند است نام می برد و میگوید : « …هفتم زره، هشتم کُئِرِس…»این واژه از ریشه “کُئِرِت” است و در برابر آن در پهلوی “گریوپان” آمده و در شرح آن میگوید:”…کُئِرِت به زره بسته میشود.”
در سنگ تراشه واقع در نقش رجب(نقش قهرمان) فارس-نرسیده به نقش رستم- که بنا بر نظر هرتسفلد در کتابIRAN IN THE ANCIENT EAST (Fig.402)متعلق به پاپک پدر اردشیر است، کئرت(کراوات) به وضوح نمایان است که بر دور گردن پاپک بوده و به زره بسته شده است.
این کراوات بیشتربه صورت پهن تر و پیش سینه ایی دیده میشود که پادشاهان و بزرگان سپاه می بستند و در همه صورتهای کنده شده روی سنگ و سکه های باستانی یافت می شود؛ نمونه پهن آن نیز در سنگ تراشه طاق بستان مشاهده می شود.
حال چگونگی این تبادل فرهنگی از ایران به اروپا نیز جالب توجه است.
در سلسله جنگ های ایران و یونان در دوره هخامنشیان ارتش ایران برای رسیدن به یونان مسافت زیادی را طی می کردند.
پیوستگی ارتش عظیم هخامنشی که بنا بر نظر مورخین چند ده هزار نفر بوده، در مسیر پر فراز و نشیب ایران تا یونان دشوار بود؛ به همین سبب عموما ارتش به گروههای مختلفی تقسیم می شده، و این مسیر را طی میکردند.
در زمان طی این مسیر بعضا اتفاقاتی رخ می داد و گروهی از سربازان از بقیه جدا می افتادند.
از جملی اتفاقات این بود که برخی از دسته ها در جهت یابی اشتباه میکردند و از سپاه دور می شدند که این امر هنگام عبور از تنگه داردانل بیشتر اتفاق می افتاد. علت دیگر آن بود که برخی از قایق ها دچار طوفان می شدند و قهرا از ارتش جدا میشدند و دیگر نمی توانستند جهت صحیح را پیدا کرده و به ارتش ملحق شوند.
این اتفاقات باعث می شد که دسته جدا شده به علت آنکه نمی توانستند مسیر بازگشت را پیدا کنند و یا بعضا بازگشت ممکن نبود در قسمتی مستقر شده و همانجا ساکن شوند.
برخی از اقوام یا ملل ساکن اروپا، بازماندگان همان ارتش هخامنشی هستند؛از جمله کروات ها یا مردم کرواسی.

ایرانیان(ساکنان فلات ایران) در آن زمان نیز از نژادهای مختلفی بودند؛ اجداد مردم کرواسی امروزی از نژاد “سیت” هستند. سیت ها تیره ایی از مادها بودند که نوادگان آنها امروزه در قزوین کنونی ساکن می باشند.
این نکته را پروفسور مسیچ -نخستین رییس جمهور کرواسی پس از فروپاشی یوگسلاوی- در سفری که به ایران داشت به بیانی دیگر عنوان نمود و گفت: ” من در اینجا احساس بیگانگی نمی کنم چونکه ما هم نژادی ایرانی هستیم”.
حتی اگر به اسامی مردم کروات توجه کنیم می بینیم که آخر نام خانوادگی بیشتر آنها به کلمه “ویچ” ختم میشود. “ویچ” کلمه ای است فارسی پهلوی و به معنای “زاده” مانند “ایرانویچ”؛ و همانگونه که امروزه نیز مرسوم است کلمه “زاده” در فارسی پسوند بسیاری از نام های خانوادگی است.
کروات ها در دورانی تحت حاکمیت فرانسه و در هنگ پادشاهی لویی چهاردهم بودند.
در یکی از بازدیدهای لویی چهاردهم از هنگ پادشاهی، وی مشاهده میکند که سربازان کروات دستمال گردنی روی زره و دور گردن خود میبندند. این پوشش برای سربازان، نظر لویی چهاردهم را جلب میکند و دستور میدهد تا تمام سربازان ارتش او چنین دستمال گردنی را ببندند.
و از آن زمان کراوات پوششی رسمی برای سربازان و افراد نظامی و درباریان و بلند پایگان می گردد.
تا زمان یک پارچگی ارتش لویی چهاردهم در استفاده از کراوات ، وجه تمایز هنگ کروات ها از دیگران، همان کراوات آنها بود و احتمالا به همین دلیل نام پوشش متمایزشان را بر آنها نهادند که تا کنون نیز بر آنها مانده و حتی موجب نامگذاری کشورشان به این اسم شده است.
سالیان بعد، استفاده از کراوات کم کم جنبه رسمیت لباس مردم عادی را نیز به خود می گیرد و به قسمت های دیگر اروپا و سپس دنیا رفته و نماد رسمی بودن پوشش می شود.
در فرهنگ های انگلیسی و فرانسه نیز می نویسند که واژه کراوات از نیمه دوم قرن هفدهم در زبان فرانسه رواج گرفته است چون سربازان کروات که در هنگ پادشاهی کروات در زمان لویی چهاردهم بودند دستمال گردن می بستند و این رسم از آن دوره آغاز یافته است.
اهم مطاب، برگرفته از مقالات جناب دکتر محمد مقدم، استاد فقید زبانشاسی دانشگاه تهران
نشریه ایران کوده، شماره ۳، تهران، ۱۳۱۴ یزدگردی، صفحات ۳۰ الی ۳۲٫