انتشار: 04 مارس 2012 | کد خبر: 3459 |

به گزارش اخبارگو به نقل از مشرق :وقتی در سال ۱۳۸۶ پروین احمدی نژاد در انتخابات شورای شهر تهران انتخاب شد و به ساختمان خیابان بهشت راه پیدا کرد تقریباً برای هیچ تحلیلگر سیاسی، رأی آوردن خواهر رئیس جمهور عجیب نمی نمود؛ این رخدادی بود که درهر جای دیگری از دنیا قابل وقوع است. نام احمدی نژاد مانند یک برند تجاری، قابلیت تغییر هر موازنه ای را در دنیای سیاسی خصوصاً در چند سال ابتدایی دولت نهم داشت؛ پروین احمدی نژاد نیز بر همین اساس توانست کرسی شورای شهر را به خود اختصاص دهد.
در سالهای بعد از ۸۶ ، ظهور و بروز پروین احمدی نژاد در سپهر سیاسی ایران به اندازه برندی که از آن استفاده می کرد نبود. احمدی نژاد در حد عضوی از شورای شهر تهران حضور پیدا کرده و هیچ گاه پایی فراتر نگذاشت. اگر چه نام خواهر رئیس جمهور یکی دوباری آن هم در کنار نام دامادش مطرح شد، اما این ها هیچ گاه جنبه ملی پیدا نکرد.
اما دورخیز پروین احمدی نژاد برای قرار گرفتن در صحن هرم بهارستان حرکت به سمت یک سکوی ملی بود. آیا حالا و در میانه راه دولت دهم باز هم برند احمدی نژاد می تواند معادلات را تغییر دهد؟
تحلیل های منتسب به دولت دهم و اطرافیان احمدی نژاد پس از انتخابات ۸۸ و کسب بیست و چهار میلیون رأی توسط رئیس دولت نهم و ادامه ریاست او بر قوه مجریه برای یک دوره چهارساله بر این اساس قرار گرفت که این طیف از سیاسیون توانسته اند تا فضای جدیدی را در ساحت سیاسی ایران باز کنند؛ که این ساحت فارغ از منابع دیگر قدرت در ایران خود به عنوان منبع قدرت جدید مطرح شده و مستقل است. بر اساس این تحلیل بود که وابستگان دولت نهم و دهم از مکتب جدیدی با عنوان “احمدی نژادیسم” نام بردند که نه تنها مخاطب داخلی که مخاطب جهانی دارد.
سخن گفتن از مکتب احمدی نژاد آن هم در کمتر از هشت سال، به معنای تثبیت شدن پایه های فکری و تئوریک تفکر جریان سیاسی حاکم بر قوه مجریه است؛ بر همین اساس است که می توان نتیجه گرفت برند احمدی نژاد، نه تنها دچار افت کیفیت نشده بلکه نفوذ آن تثبیت می شود. وقتی یک جریان سیاسی تبدیل به مکتب می شود بدان معناست که این جریان سیاسی توانسته است تولید نرم افزاری و تئوریکی داشته باشد که قابلیت بسیج افکار عمومی و حفظ آن برای بازه های زمانی طولانی مدت را دارد. بر همین اساس، ارزش برند بالا می رود. در چنین شرایطی کسی که دارای برند احمدی نژاد باشد یک سرمایه اجتماعی را با خود خواهد داشت و از تأثیرگذاری سیاسی پای فراتر خواهد گذاشت؛ اما خبرهای روز سیزدهم اسفند ماه سال جاری از وقایع دیگری حکایت داشت.

پروین احمدی نژاد نه در تهران که مرکز تعیین کننده سیاسی است بلکه در زادگاه خود و برادرش که به صورت طبیعی وی و دکتر محمود احمدی نژاد در آن شناخته شده هستند نتوانست مقبولیت نسبی را برای راهیابی به مجلس جذب کند. این یعنی سرمایه اجتماعی که مطرح کنندگان تئوری احمدی نژادیسم بر آن تأکید می کردند خزانه ای خالی تر از حتی یک شهر کوچک در نزدیکی پایتخت را با خود دارد.
رأی نیاوردن پروین احمدی نژاد نشانه آشکاری از یک سلسله رخداد است که شاید بخش های دیگر آن هنوز مکتوم مانده باشد. خارج شدن برخی وابستگان به این تئوری سیاسی از دایره رقابت مجلس نهم آن بخش ناپیدای این رخداد است که البته نزدیکان دولت دهم حضور هر گونه نامزدی را با داعیه وابستگی به دولت رد می کنند؛ اما آیا می شود حتی وابستگی نسبی پروین احمدی نژاد را به دولت دهم کتمان کرد؟