قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
اخبارگو :با توجه به قوانین ۱۰۴۱ و ۱۱۸۰ قانون مدنی، قانون گذار حق انتخاب همسر را در جایی که پدر و جد پدری می خواهند اعمال سلیقه کنند، به آن دو نفر داده است… و این محدودیت دختران، برای انتخاب آزادانه همسر، تا وقتی که باکره هستند، هم چنان باقی است… حتی قانون گذار در نبود پدر و جد پدری، رضایت مادر را معتبر نشناخته است.۱
از آن جا که قوانین مدنی حکومت جمهوری اسلامی ایران، از شرع مبین اسلام گرفته شده است، لذا ابتدا به بررسی فقهی این مسأله می پردازیم.
در رساله های عملیه می خوانیم: دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خویش را تشخیص می دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.۲
اگر پدر و جد پدری غایب باشند، به طوری که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد، لازم نیست از پدر و جد پدری اجازه بگیرد. و نیز اگر دختر باکره نباشد، در صورتی که بکارتش به وسیله شوهر کردن از بین رفته باشد، اجازه پدر و جد پدری لازم نیست.۳
در قوانین مدنی نیز آمده است: نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه او ساقط و…۴٫
در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آن ها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.۵
پس اگر پدر یا جد پدری به هنگام عقد حضور نداشته باشند یا به دنبال بهانه گیری باشند، اجازه آن ها از نظر شرع و قانون، کاملاً بی اعتبار بوده و دختر باکره بدون اجازه ولی می تواند اقدام به ازدواج نماید. البته در جایی که به پدر یا جد پدری اجازه عقد، داده شده است، این طور نیست که دختر، کاملاً بی اراده بوده و رضایت او ملاک نباشد، در حالی که به اتفاق تمامی فقهای بزرگوار، اذن دختر یکی از شرایط صحت عقد می باشد و بدون رضایت او، قطعاً عقد باطل است.۶
اینک به دو روایت صحیحه در رابطه با شرط رضایت دختر، در عقد ازدواج، اشاره می گردد:
۱ـ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «تُستَأمَر البِکرُ و غَیرها وَ لا تُنکَحُ اِلاّ بِاَمرِها»۷
خواسته و رضایت دختر باید روشن گردد باکره باشد یا غیر باکره، و دختر به عقد کسی در نمی آید، مگر با رضایت خود.
۲ـ عبدالرحمن با امام موسی بن جعفر(علیه السلام) درباره ازدواج دخترش با فرزند برادرش مشورت کرد. امام (علیه السلام) فرمود: این کار را انجام بده، اما رضایت دختر نیز باید در نظر گرفته شود؛ چرا که دختر در مورد خودش حق تصمیم گیری دارد.۸
نتیجه این که همان طور که در مورد دختر باکره، اجازه پدر لازم است، رضایت دختر نیز شرط صحت عقد می باشد و بدون رضایت او عقد باطل است؛ همان طور که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در ازدواج دختر گرامی خویش فاطمه(علیهاالسلام) چنین رفتار نمود.
هنگامی که حضرت علی (علیه السلام) برای خواستگاری از فاطمه(علیهاالسلام)، خدمت رسول الله (صلی الله علیه وآله) رسید، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: تا کنون برای دخترم فاطمه چند خواستگار دیگر نیز آمده است و من با او در میان گذاشته ام، اما نارضایتی را در صورت او دیده ام. اکنون خواستگاری تو را به اطلاع او می رسانم. پیامبر نزد دخترش رفت و خبر خواستگاری علی (علیه السلام) را به او رسانید، اما این بار فاطمه(علیهاالسلام) سکوت کرد و نارضایتی در چهره او دیده نشد. سپس رسول خدا(صلی الله علیه وآله) تکبیر گویان به سوی علی(علیه السلام) آمد.۹
اینک مسأله را از جنبه ای دیگر، یعنی از لحاظ اجتماعی و روانی پی می گیریم.
غالباً زن ها اسیر محبت می باشند و با پاکی و صداقت و عواطف لطیفی که دارند، می پندارند که همه انسان ها نظیر خودشان، صادق بوده و دارای احساسات پاک می باشند. لذا اگر مردی به آن ها ابراز علاقه کند، با سادگی تمام پذیرفته و تمام آمال خویش را محقّق می یابند. اینجاست که دختری که با مرد، ارتباط نداشته است، خیلی زود اسیر شهوت دیگران گشته و پس از مدتی سَرخورده و پشیمان می شود؛ چنان که خبرهای این چنینی در روزنامه ها و مجلات، فراوان مشاهده می گردد. لذا شرع مبین اسلام دستور داده است تا دختر باکره، در امر ازدواج خویش حتماً با پدر مشورت نماید تا در دام هوس بازان گرفتار نشود.۱۰
یکی از روان شناسان در این مورد می گوید:
… احساساتی پاک و بی آلایش که دامن گیر عموم زنان شده و باعث می شود که زن تمامِ موجودات را اعم از جاندار یا بی جان، دارای عواطفی دقیق و لطیف دانسته و تصور نماید، آن چه را که او حس می کند، دیگران نیز به همان درجه درمی یابند… این حساسیت خارق العاده، از عدم استدلال او ناشی شده و دائم قلب رقیق وی را برای همه کس و همه چیز در تشویش نگاه می دارد. از این نوع احساس، حساسیت دیگری به طور نامحسوس مشتق می گردد که نتایج فردی و اجتماعی آن از اولی مهمتر می باشد و آن عاطفه است که زن را به این سمت می کشاند که تمامی اشخاصی را که در پیرامون او گرد آمده اند، دارای عواطفی عمیق تر و روحی دقیقتر و آرزوهایی بلندتر از آن چه طبیعت در نهاد آن ها قرار داده، بپندارد و روح آلوده آن ها را عاری از هر گونه ناپاکی تصور نماید… از این روست که چنان چه گفته شد، بایستی به وسایل ممکنه، این حس را محدود نمود و مانع از توسعه آن گردید.۱۱
اینک پای سخن یکی از نویسندگان، می نشینیم:
امروزه، بر خلاف نگرش گذشته خویش، به این مسأله، به تمامی جوانانی که قصد ازدواج دارند، توصیه می کنم که حداقل به دقت، به آرای پدر و مادرشان در این رابطه گوش فرا دهند و به آن بیندیشند. متأسفانه هیچ آماری در دست نیست که میزانِ طلاق در ازدواج های به اصطلاح از پیش مقرر شده (با مشورت پدر و مادر انجام گرفته) را با ازدواج هایی که زوج ها خودمختارانه (بدون مشورت) به آن دست زده اند، مقایسه کند. به احتمال بسیار زیاد، در گروه دوم (ازدواج های بدون مشورت) میزان طلاق بسیار بالاتر می باشد. از این گذشته، نباید فراموش کرد که تعدادی از زوج های گروه اول نیز به دلیل لجاجت و مخالفت و ستیز با تصمیم یک جانبه پدر و مادر، به سمت طلاق می روند، نه این که واقعاً با یکدیگر ناسازگار بوده باشند.۱۲
بنابراین آمار طلاق و از هم پاشیدگی زندگی در ازدواج های بدون مشورت، قطعاً بیشتر از ازدواج هایی است که با مشورت والدین انجام می گیرد.
البته این جا دو سؤال دیگر پیش می آید، یکی این که چرا قوانین شرعی و مدنی ما، علاوه بر پدر، یا به جای پدر، اجازه مادر را لازم ندانسته است؟ و دیگر آن که اگر مردها روحیات یکدیگر را بهتر درک می کنند، چرا در صورت نبود پدر، اجازه برادر یا عمو یا مردان دیگری از بستگان دختر، شرط نشده است؟
در مورد سؤال اول، به ادامه سخن روان شناس مذکور توجه می نماییم، تا پاسخ را دریابیم. وی می گوید:
… ولی در این راه (کنترل احساسات و عواطف دختر در مورد دیگران)، مادر را هیچ گونه توانایی نیست؛ زیرا او خود، زن می باشد و طبیعتاً از عوالم زنانه، بهره برده است. بر عکس مرد را در این زمینه قدرتی تام می باشد و از آن جاست اهمیت فوق العاده نفوذ مرد اعم از پدر، برادر، شوهر یا پسر؛ چه آنان با منطق و فکر خود بر غرائز و احساسات مفرط زن، حدّی و سدّی قرار می دهند.۱۳
پاسخ سؤال دوم این است که غالباً برادر، عمو یا هر مرد دیگری، به اندازه پدر دلسوز نمی باشند. بنابراین اگر ازدواج منوط به اذن آن ها باشد، ممکن است به اندک بهانه ای دختر را از خواسته خویش محروم نمایند و با سخت گیری های بیش از حد، دختر را خانه نشین کنند. اما پدر این گونه نیست و غالباً دلسوز فرزند خود می باشد و چنان چه مشاهده گردید، در صورت بهانه گیری، اجازه پدر نیز ساقط می گردد.
۱ـ مهرانگیز کار، ساختار حقوقی نظام خانواده در ایران، ص ۳۴ و ۳۵٫
۲ـ رساله امام (ره)، مسأله ۳۷۶ (بقیه مراجع، تقریباً به همین مضمون).
۳ـ همان، مسأله ۲۳۷۷٫
۴ـ قانون مدنی، ماده ۱۰۴۳٫
۵ـ همان، ماده ۱۰۴۴٫
۶ـ رساله عملیه، مسأله ۲۳۷۰
۷ـ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ابواب اولیاء عقد، باب ۹، ح ۱٫
۸ـ همان، حدیث ۲٫
۹ـ همان، ابواب ولایت، باب ۵، ح ۳٫
۱۰ـ استاد مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۹۵ـ ۹۳ (با تغییر در عبارات).
۱۱ـ جینا لمبروزو، روح زن، ج ۱، ص ۸۶٫
۱۲ـ رؤیا منجم، زن مادر، ص ۱۲۹ (با اندکی تغییر در عبارات).
۱۳ـ جینا لمبروزو، همان، ص ۹۰٫
منبع:حوزه