قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
پدر کوندرا نوازندهی پیانو و شاگرد «لئوش یاناچک» بود. علاقهی او به موسیقی در بسیاری از آثار او، به ویژه رمان «شوخی» پیداست. میلان شاعری را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی، پس از شکست آلمان، به حزب کمونیست پیوست. وی در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده سینمای پراگ شد، اما در سال ۱۹۵۰ از حزب اخراج شد.
نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار میداد در ۱۹۵۳ و دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تکگویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بیپرده بازنمایی میشد، در سال ۱۹۷۵ منتشر شدند.
او در ۱۹۶۰ گزیده اشعار «گیوم آپولینر» و تحلیلی از آنها را چاپ کرد و در همین سال آموزش ادبیات در دانشکده سینما به عهدهی او گذاشته شد. نخستین نمایشنامهی او با نام «مالکان کلیدها» که به دوران ترس و خشونت هنگام استیلای آلمان میپرداخت، در ۱۹۶۱ به چاپ رسید.
کوندرا در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸، ۱۰ داستان با عنوان «عشقهای مضحک» مینویسد، که در آنها به رابطهی فرد با اجتماع توجه شده و مضمون بسیاری از رمانهای آیندهاش طرح میشوند.
نویسندهی «بار هستی» به همراه بسیاری از هنرمندان و نویسندگان چکسلواکی سابق به حمایت از جنبش اصلاحطلبانه حزب کمونیست چکسلواکی سابق در سال ۱۹۶۸ پرداخت. پس از اشغال این کشور توسط ارتش شوروی در آگوست ۱۹۶۸ نامش در لیست سیاه قرار گرفت و انتشار کتابهایش و عرضه آنها در کتابخانهها ممنوع شد. او یک سال بعد از دانشکده سینما هم اخراج میشود. در این مدت کوندرا خرج خودش را با نوشتن طالعبینیهایی درمیآورد که با نام او چاپ نمیشدند اما پس از مدتی بسیار محبوب شدند. خود کوندرا در کتاب «خنده و فراموشی» به سرنوشتی که این چنین دچارش شده بود، اشاره و شرح آن را بیان میکند. او در همین دوران رمان «زندگی جای دیگر است» را نیز به زبان فرانسوی مینویسد، که در سال ۱۹۷۳ در فرانسه چاپ میشود.
کوندرا اولین رماناش به نام «شوخی» را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستانگو روایت میشود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. به اقتباس از رمان «شوخی» فیلمی در چک ساخته شده است.
در سال ۱۹۷۵، کوندرا به همراه همسرش «ورا» به دعوت دانشگاه رن به فرانسه رفت و در آنجا کتاب «خنده و فراموشی» را نوشت. در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند میگوید. کتاب «خنده و فراموشی» ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعهای داستان کوتاه و تفکرات نویسنده است.
در سال ۱۹۸۴ کتاب «سبکی تحمل ناپذیر هستی» – که به زبان فارسی «بار هستی» ترجمه شده است را نوشت. این رمان محبوبترین کتاب کوندرا به حساب میآید که به مشکلات یک زوج چک با یکدیگر و دشواری سازگاری با زندگی در چکسلواکی میپردازد. در سال ۱۹۸۸، کارگردان آمریکایی «فیلیپ کوفمان»، فیلمی از روی این کتاب به همین نام ساخت. با وجود اینکه کوندرا معتقد است که رمانهایش برای ساخت فیلم مناسب نیستند، ولی در ساخت این فیلم، به عنوان مشاور همکاری داشت.
در ۱۹۹۰ کوندرا کتاب «جاودانگی» را به بازار داد. در مقایسه با سایر آثار وی – که بیشتر تفکرات سیاسی را مطرح میکنند – این کتاب از درونمایهی فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانیتری را در خود میگنجاند. کوندرا همیشه اصرار داشته است که او یک رماننویس است، نه یک نویسندهی سیاسی یا مخالف.
وی در سال ۱۹۸۷ جایزهی ملی اتریش برای ادبیات اروپا را دریافت کرد. همچنین در سال ۲۰۰۰ برندهی جایزهی بینالمللی «هاردر» شد. در سال ۲۰۰۷ هم جایزهی ملی ادبیات جمهوری چک به این نویسنده تعلق گرفت.
از آثار معروف او – که در ژانرهای ادبی رمان، داستان کوتاه، شعر، مقاله و نمایشنامه نوشته شدهاند – میتوان به «شوخی»، «عشقهای خندهدار»، «دون ژوان»، «زندگی جای دیگریست»، «مهمانی خداحافظی»، «والس خداحافظی»، «صاحب کلیدها»، «ژاک و اربابش»، «هیچکس نمیخندد»، «آخرین می»، «کلاه کلمنتیس»، «خنده و فراموشی»، «بار هستی»، «هنر رمان»، «جاودانگی»، «آهستگی»، «وصایای تحریفشده»، «هویت» و «جهالت» اشاره کرد.