قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
اخبارگو : تغییر نام جزیره ابوموسی، با پیشنهاد وزارت کشور و به استناد تبصره ۲ ماده ۲ قانون تقسیمات کشوری مصوب آبان ماه ۱۳۱۶ قابل انجام است.
به نوشته آفتاب، پیش از حضور انگلیسیها در جزیره ابوموسی این جزیره با نام «گپ سبزو» و تحت نظر حاکم بندرلنگه اداره میشد، حدود ۱۰۰ سال پیش، انگلیسیها به عنوان مبارزه با دزدان دریایی در این جزیره پایگاه دریایی احداث کردند.
به گفته دکتر زهرا پیشگاهیفرد؛ در آن زمان، بیشتر ساکنان این جزیره ایرانی بودند. با کنار آمدن انگلیسیها با دزدان دریایی، بهتدریج قدرتهای متجاوز محلی که همان دزدان دریایی سابق بودند و از حمایت انگلیس برخوردار بودند، مردم را تحت فشار و ظلم و ستم قرار میدادند و ساکنان نسبتاً زیاد ایرانی جزیره «گپ سبزو» نیز بهسبب همین تجاوزها به بندر لنگه پناه میآوردند و از جمعیت آنان در جزیره کاسته میشد، به طوری که در سال ۱۹۷۱ که انگلیسیها جزیره را ترک کردند تعداد ایرانیان به ۵۰۰ نفر میرسید.
این استاد دانشگاه میافزاید: «شیخ خالدِ» ایرانی، قبل از ورود انگلیسیها به جزیره «گپ سبزو» آنجا را اداره میکرد و با ورود آنان جزیره را ترک و به بندر لنگه پناه آورد. برادر وی «شیخ صَفَر» که در زمان ترک جزیره توسط انگلیسیها آنجا را اداره میکرد با حضور ارتش ایران به جزیره به استقبال آمده و گفت: «من از جانب خودم، شیخ خالد و تمام ساکنان جزیره بیان میکنم که ما ۸۰ سال امانتداری کردیم و جزیرهای که جزء لایتجزای ایران و متعلق به آن است را حفظ کردیم و اکنون پس از هشتاد سال آن را به شما میسپاریم و ما دوباره پیوند خود را با سرزمین و ملت خودمان پیدا میکنیم».
پیشگاهیفرد با بیان اینکه در اصطلاحات محلی مردم بندر لنگه، کُنگ و ساکنین سواحل و جزایر خلیج فارس «گپ» به معنای بزرگ و «سبزو» به معنای همیشه سبز و خرم و با طراوات است و «گپ سبزو» بهمعنای جزیره و سرزمین بزرگ و همیشه سرسبز است؛ گفت: از آنجا که در گذشته محلها با هویت افراد شناخته میشد و هر حاکم یا خان یا کدخدا که به آبادی زمینی میپرداخت نام او بر آن سرزمین گذاشته میشد و اسامی چون علی آباد، حسینآباد از آن جمله است. در برخی نقاط نیز از پیشوند بابا و بابو برای نامیدن محلی استفاده میشد، مانند بابا امان، بابا سعید، باباکوهی، بابوکان، بابونه و… نام جزیره گپ سبزو نیز به همینگونه بهنام فرد تغییر یافت و ابتدا «باباموسی» نام گرفت و از آنجا که در زبان محلی واژه بابا «بابو» بیان میشود این جزیره نیز «بابوموسی» نامیده میشد که بتدریج این واژه به «بوموسی» و سرانجام «ابوموسی» تبدیل شد.
وی در پایان تأکید کرد: شایسته است که نام اصلی این جزیره یعنی «گپ سبزو» دوباره بر این سرزمین گذاشته شود.
معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی
در فرهگنامه ویکی پدیای فارسی توضیح کاملی در باب نامهای تنب بزرگ و کوچک داده شده است. امّا رابطه نامهای قدیمی ابوموسی در توضیح کنونی ویکی پدیا احتیاج به اندکی تصحیح دارد چه با کمی تفحص در آب و هوای بسیار گرم ابوموسی می توان آن را با وجود نامهای قدیمی بوم سو (سرزمین روشنایی و تابش آفتاب) یا بوم سوز (بوم سوزان)، گپ سبزو (علی القاعده همان گپ سوزو) و بوم-اوف (جایگاه بسیار سوزاننده) به روشنی توضیح داد:
“تنب و یا درستتر آن تمب واژهٔ فارسی سرهای است که در گویشهای محلی جنوب ایران شامل لهجههای لارستانی، بندری، تنگستانی و دشتستانی به معنای تپه و تَل به کار میرود.[۱] از آنجا که دریانوردان محلی در هنگام نزدیک شدن به این جزایر آنها را به شکل تپهای در میان آب میدیدند، هر دو جزیره را تمب نامیدند. هنوز هم مردم ساحلنشین بندرعباس و بندر لنگه جزیرهٔ بزرگتر را در گویش محلی تمب گپ، به معنای تمب بزرگ و جزیرهٔ کوچکتر را تمبو به معنای تمب کوچک مینامند. املای صحیح و فارسی آن نیز تمب است و در قدیمترین متون اروپایی نیز این نام به صورت تمون و تمبو ضبط شدهاست. در نامهنگاریهای اداری اواخر دورهٔ قاجار نیز این جزایر به نام «تامب» و تمب ضبط شدهاست. به سبب وجود مارهای سمی خطرناک در تنب بزرگ این جزیره تنب مار نیز خوانده شدهاست.[۲] کهنترین متن تاریخی که در آن نام «تنب» آمده، کتاب الفوائد فی اصول علم البحر و القواعد اثر ابن ماجد، دریانورد مشهور سدههای ۹-۱۰ق است.[۳]
۱٫ ↑ Washington, 1959; Kamioka, K., Lārestāni Studies 1, Tokyo, 1978; Kelly, J. B., Britian and the Persian Gulf, Oxford, 1968. p.26.
۲٫ ↑ دائرهالمعارف بزرگ اسلامی: جلد ۱۶. سرواژه: تنب، جزایر. نوشته محمدباقر وثوقی.”
۳٫ ↑ همان.
مطلب ویکیپدیای فارسی در مورد نام ایرانی ابوموسی از این قرار است:
“این جزیره در اسناد تاریخی و نقشه ها با نام بوموو BoumOuw بوم+ اوو Aouw یعنی آب (معرب آن بومف) و با نام گپ سبزو (به معنای جای سبز) و بوم سوز یا بوموسو BoumSou. ثبت شده (بوم به معنی مکان است و «سو» چند معنی دارد سو Souw مخفف سوز Souz نام یک نوع سبزی است و بطور کلی نیز در زبان فارسی کهن معنی سبز میدهد و در مجموع میتوان آن را به معنای زمین سبزنامید). [۲] نام ابوموسی یک نام جدید میباشد و سابقه آن به حدود بیشتر از یکصد سال قبل برمی گردد که یکی از ساکنان بنام ابوموسی این نام را بجای بوموسو BoumSou رایج ساخت.[۳]
۱٫ ↑ حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و ابوموسی، صص ۵۷-۱۰۸
۲٫ ↑ [۱], Documents on the Persian Gulf’s name : the eternal heritage of ancient time Author:Ajam, Muḥammad.]],
۳٫ ↑ اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان”
احمد پاکتچی در مقالۀ خود در باب ابوموسی در دایره المعارف بزرگ اسلامی مطالبی را در باره آب و هوای این جزیره می آورد که به وضوح منشأ نامهای آن را در ارتباط با هم نشان میدهد: “ابوموسی از جزایر و نقاط ساحلی خلیج فارس و بحر عمان که آمارهای جوی آنها در دست است، گرمتر است و متوسط دمای سالانه آن به ۸/۲۷ درجه سانتیگراد میرسد.در نیمه گرم سال (از اردیبهشت تا مهرماه) متوسط دمای ماهانه ابوموسی از ْ۳۰ تجاوز میکند و حتی در سردترین ماه سال (بهمن)، متوسط دمای آن از ْ۲۰ تجاوز میکند.از نظر میزان مطلق دما در طول سال ارقام ْ۴۵ در تیرماه و ْ۸ در بهمن ماه در ابوموسی به ثبت رسیده است.
در ماههای تابستان رطوبت هوای ابوموسی زیاد است و رقم نم نسبی هوا اغلب از ۸۰% تجاوز میکند و در چنین وضعی یعنی توأم شدن گرما و رطوبت فراوان زندگی را بسیار دشوار میسازد.
باران ابوموسی بسیار اندک و در طول سال در حدود ۳ سانتیمتر است که بیشتر در ماههای سرد و به خصوص در آذر و دی میبارد. باد غالب در جزیره ابوموسی از سمت شمال غربی و مغرب میوزد و این وضع مخصوصاً در تابستانها که تمام منطقه خلیج فارس تحت تأثیر جریانات موسمی اقیانوس هند و هسته کمفشار قاره هند قرار دارد صادق است.از مشخصات جالب اقلیمی ابوموسی فراوانی تابش آفتاب آن است که خود عامل اصلی در ایجاد دیگر شرایط اقلیمی به شمار میآید. از آمار یکساله ابوموسی چنین استنباط میشود که در سال،۶/۳۰۱ُ۳ ساعت آفتاب داشته است که از بسیاری از نقاط ساحلی و حتی داخلی ایران بیشتر است(نکـ:آمار،۲۰۸-۲۱۰).”
از اینجا معلوم میگردد که منظور از نام بومسو، بومِ سو (سرزمین روشنایی و تابش آفتاب) یا بوم سوز (محل سوزاننده) بوده و مراد از نام معادل آن یعنی گپ سبزو همان گپ سوزو (بسیار سوزان) می باشد. چه مطابق فرهنگ معین کلمه گپ در سمت بروجرد و سیلاخور و ملایر به معنی بزرگ و در لهجه گلپایانی آن به معنی گنده و ستبر، بزرگ و ضخیم، کلان است و این می رساند که آن در توصیف جزء دوم یعنی سو (تابش آفتاب) یا سوز آمده است. در حالت دوم در آن حرف “ز” ساکن علی القاعده بر اثر تکرار تلفظ تلخیص یافته و حذف شده و خود کلمۀ سوز با واژۀ معادلش سو یعنی تابش آفتاب و روشنایی جایگزین گردیده است.
دلیل درستی این وجه اشتقاق همانا هیئت ایرانی بومف (بوم-اوف) این جزیره یعنی محل بسیار سوزاننده است که در ویکیپدیا معرب کلمۀ مفروض فارسی بوم- اوو (محل آب) تصور شده است. در حالی که می دانیم که کلمۀ اوف در فارسی (بیشتر در تداول کودکان) به معنی بسیار سوزاننده بکار می رود.