قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
جوانی ۲۲ ساله که تیرماه سال قبل دختری همسن و سال خود را قربانی اسیدپاشی کرده بود، از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران مجرم شناخته شد.
ایسنا- ساعت ۲۰ شامگاه چهارشنبه اول تیرماه سال ۹۰، دختری ۲۱ ساله به نام «المیرا» وقتی در خانهشان حوالی جمالزاده ایستاده بود از سوی موتورسواری آشنا مورد اسیدپاشی قرار گرفت و به شدت از ناحیه سر، صورت، دست چپ و کمر دچار سوختگی شد.
با اعلام این حادثه به قاضی شاهنگیان بازپرس وقت شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت و صدور دستورات ابتدایی، ماموران کلانتری ۱۲۹ جامی به محل حادثه اعزام شدند تا تحقیقات میدانی خود را پیرامون این جنایت آغاز کنند.
تجسسهای اولیه نشان داد که عامل اسیدپاشی، جوانی به نام بشیر بوده که پس از ارتکاب جنایت، متواری شده است.
ادامه تحقیقات پلیسی در این زمینه در دستور کار اکیپی از ماموران اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران قرار گرفت که بررسی کارآگاهان نشان داد جوان اسیدپاش خواستگار المیرا بوده و دست به انتقامجویی زده است.
پس از بهبود نسبی المیرا تحقیق از وی آغاز شد که این دختر نگونبخت درباره سرگذشت خود گفت: پس از اینکه دیپلم گرفتم با وجود علاقه به ادامه تحصیل تصمیم گرفتم کار سادهای برای خود دست و پا کنم. به همین خاطر در یک فروشگاه پوشاک مشغول به کار شدم. در آنجا پسری کار میکرد که دایی صاحب فروشگاه بود. او بشیر نام داشت و به مرور متوجه رفتارهای مهربانانه او شدم. میدانستم تحصیلاتش زیر دیپلم است اما شخصیت فریبندهای داشت و بعد از اینکه چندین بار به من ابراز علاقه کرد، قبول کردم که با او رابطه دوستی برقرار کنم.
وی ادامه داد: مدتی که گذشت شنیدم بشیر شرطبندی کرده بوده که ظرف مدت کمتر از یک هفته با من دوست شود. از فهمیدن این موضوع خیلی ناراحت شدم. خیلی زود چهره واقعی این پسر را شناختم. خیلی دروغ میگفت. میدانستم پدر و مادرش زنده نیستند و او با هفت خواهر و برادر زندگی میکند اما هیچ کدام دلیلی نمیشد به وی علاقهای نداشته باشم جز دروغگویی و بدبینیاش.
المیرا افزود: بشیر هر روز سختگیرتر و خشنتر میشد. شکاک بودنش به اندازهای زیاد بود که کار و زندگی برایم سخت شده بود تا اینکه خواستم مرا رها کند. او شخصیت خوبی نداشت. حتی با صاحبکارم دعوا کرد و از فروشگاه اخراج شد و از آن به بعد با موتور کار میکرد.
وی گفت: مزاحمتهای بشیر وقتی شروع شد که فهمید دیگر نمیخواهم با او رفتاری عاطفی داشته باشم. حتی با پدر و مادرم برای خواستگاری حرف زد که آنها هم به خاطر مخالفت من، نپذیرفتند.
این قربانی اسیدپاشی با بیان اینکه کاش تهدیدهای بشیر را جدی میگرفتم، اظهار کرد: مدتی بود که پیامک میداد و تهدید میکرد که تو را خواهم کشت. آخرین بار در یک SMS نوشت که جلوی آینه بروم و برای آخرین بار صورت سالم خودم را ببینم. اصلا تصور نمیکردم میخواهد اسیدپاشی کند.
المیرا با تشریح روز حادثه گفت: ساعت شش و نیم عصر از کلاس زبان بیرون آمدم. متوجه شدم که بشیر تعقیبم میکند. سرعتم را بیشتر کردم. مرتب میگفت نترس با تو کاری ندارم. تا اینکه جلوی خانهمان ایستادم و زنگ زدم. همان لحظه مایعی قرمز رنگ روی من پاشید و احساس سوزش کردم. صورت و بدنم میسوخت و تا به خودم بیایم دیدم بشیر نیست.
به گزارش ایسنا، تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه خواستگار انتقامجو ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان با توجه به اظهارات ضد و نقیض اعضای خانواده بشیر، مطمئن شدند که آنها میدانند فرزندشان کجا مخفی شده است. سرانجام یکی از اعضای این خانواده اعتراف کرد که بشیر توسط برادر و خواهرزادهاش در منزل خواهرش در هشتگرد مخفی شده است.
پس از افشای این موضوع، ماموران سراغ جوان فراری رفتند و او را بازداشت کردند. بشیر در بازجوییها لب به اعتراف گشود و گفت چون قصد داشته با المیرا ازدواج کند و در این امر خود را ناکام دیده، دست به این جنایت زده است.
اما المیرا که نیمی از صورت، دست چپ و قسمتهایی از بدنش بر اثر اسیدپاشی سوخته است، از قصاص منصرف شد و تنها برای درمان خود دیه جراحات وارده به بدنش را مطالبه کرد.
او معتقد است که بشیر باید به زندان برود و تبعید شود تا دیگران عبرت بگیرند.
بر اساس این گزارش، با صدور قرار مجرمیت برای این متهم، پرونده وی جهت صدور کیفرخواست در اختیار قاضی آرش سیفی ـ دادیار اظهار نظر دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ـ قرار گرفت.