قیمت بالای گلکسی s8 در تولید
قیمت و هزینه تولید گلکسی S8 گفته است که هزینه ......
معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از راه اندازی اینترنت ......
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیهایی جزییات حادثهتیرانداری ......
جوان معتاد که در تجاوزبهعنف به زن همسایه مجرم شناخته ......
دیناروند ، درباره عدم ساماندهی مناسب برای توزیع شربت تریاک ......
سنگ کلیه از دیر باز مشکلات فراوانی را برای افراد ......
نحسی عدد سیزده و یا سیزده بدر از موضوعاتی است ......
*نامزدکشی بدون انگیزه
به گزارش اخبارگو به نقل از مشرق، جوان شیشهای که بدون هیچ انگیزهای نامزدش را خفه کرده است در بازجوییهای پلیسی به جرمش اعتراف کرد.
مسوولان بیمارستانی در منطقه مهرآباد جنوبی ساعت دو بامداد سهشنبه هفته گذشته به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ خبر دادند دختر جوانی به طرز مشکوکی جان باخته است. پس از حضور ماموران در بیمارستان در بررسیهای اولیه مشخص شد دختری ۲۳ساله به نام «غزل» به علت خونریزی شدید از ناحیه دهان، دندان و بینی در طبقه سوم یک مجتمع مسکونی در خیابان مهرآباد جنوبی فوت شده و توسط نامزد ۲۰سالهاش به نام «رحیم» به بیمارستان انتقال یافته است.
غزل از ناحیه صورت و گردن دچار جراحت و کبودی بود و روی بدن و گردن نامزد وی نیز آثار خراشیدگی وجود داشت به همین دلیل احتمال وقوع قتل قوت گرفت و رحیم به عنوان مظنون در بیمارستان بازداشت شد.
با انتقال رحیم به پلیس آگاهی او در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: «شبی که غزل را به بیمارستان بردم، من و او شیشه مصرف کرده بودیم. مادرم به مجلس ختم یکی از اقوام رفته بود و در خانه حضور نداشت. ما بعد از مصرف مواد خوابیدیم اما پس از چند ساعت غزل دچار تشنج و خونریزی شدید شد، بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و او را به بیمارستان رساندم.»
او در ادامه اظهارات خود درخصوص وجود آثار خراشیدگی و زخم روی گردنش توضیح داد: «به علت عصبانیت ناشی از شکسته شدن تلویزیون السیدی، اقدام به خودزنی کردم و آثار زخم گردنم به هیچ عنوان به دلیل درگیری با نامزدم نیست.»
صحت اظهارات اولیه رحیم از سوی کارآگاهان مورد تردید قرار گرفت زیرا بنا به نظریه تیم پزشکی بیمارستان، مقتول چند ساعت پیش از انتقال به بیمارستان فوت شده بود و مطابق بررسیهای انجام شده از سوی عوامل بررسی صحنه جرم و تشخیص هویت پلیس آگاهی از محل سکونت رحیم، آثار درگیری در خانه کاملا مشهود و مشخص بود با این وجود متهم بدون آنکه بتواند پاسخ
قانعکنندهای به کارآگاهان درخصوص وجود آثار خونریزی و کبودی روی گردن نامزدش یا آثار خراش روی گردن خود ارایه کند، همچنان تلاش داشت بگوید علت مرگ غزل مصرف شیشه است.
کارآگاهان در ادامه رسیدگی به این پرونده به تحقیق از همسایگان متهم پرداختند و آنها توضیح دادند رحیم به همراه مادرش از حدود چهار ماه پیش به این ساختمان نقلمکان کرد و اوایل همه چیز عادی بود اما از حدود یک ماه پیش دایما صدای درگیری میان او و مادرش شنیده میشد و ظاهرا علت این درگیریها مخالفت مادر رحیم با ازدواج پسرش بود.
افسران جنایی با پی بردن به این جزییات به تحقیق از مادر متهم پرداختند و او گفت: «حدود یک سال پیش پسرم بعد از آنکه سهم ارثیه خود را از من گرفت، در فاز سه شهرک اندیشه خانهای برای خود اجاره کرد و در آنجا بود که با غزل آشنا شد. در طول این یک سال خیلی تلاش کردم رحیم، مصرف مواد را ترک کند و حتی یکبار هم او را در کمپ ترک اعتیاد بستری کردم اما مجددا به سمت مصرف مواد کشیده شد.»
وی ادامه داد: «مدت کوتاهی بعد از آشنایی رحیم با غزل پسرم گفت قصد دارد با او ازدواج کند. وقتی در محل زندگی غزل که در همان ساختمان محل سکونت پسرم ساکن بود، تحقیق کردم متوجه شدم غزل نیز به مصرف موادمخدر اعتیاد دارد. به همین علت با ازدواج آنها مخالفت کردم اما رحیم همچنان به ازدواج با غزل اصرار داشت تا اینکه تصمیم گرفتم پسرم را به خانه بازگردانم.»
مادر متهم درباره علت نبودش در خانه در زمان مرگ غزل نیز گفت: «از حدود یک هفته پیش برای شرکت در مراسم ختم یکی از بستگان به شهرستان رفته بودم، غزل با وجود آنکه میدانست من به شدت مخالف ازدواج آنها و هرگونه ارتباط او با رحیم هستم به خانه ما آمده بود و زمانی که من از موضوع مرگ او اطلاع پیدا کردم، در تهران نبودم.»
در حالیکه همه شواهد از وقوع جنایت حکایت داشت رحیم یکبار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و این بار مسوولیت مرگ غزل را پذیرفت. او در اعترافاتش گفت: «شب حادثه من و غزل در حال مصرف شیشه بودیم که ناگهان بلند شدم و به غزل گفتم میخواهم او را خفه کنم و به همین علت با او درگیر شدم. زمانیکه با یکدیگر درگیر شده بودیم، در یک لحظه دستم را به دور گردن او انداختم و آنقدر گردنش را فشار دادم که پس از دقایقی متوجه شدم او نفس نمیکشد و بیحرکت روی زمین افتاده است.»
بنابر این گزارش متهم به قتل همچنان در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او برای کشف سایر ابعاد این پرونده ادامه دارد.
*کلاهبرداری «دختران دروغین» با عکس های مستهجن
دو پسر جوانی که با معرفی خود به عنوان دختر در فضای اینترنت سعی در فریب کاربران داشتند و از آن ها کلاهبرداری می کردند، دستگیر شدند.
این دو پسر در صفحات اجتماعی اینترنت، خود را به عنوان دختر جوان معرفی می کردند و با قرار دادن تصاویری با پوشش نامناسب از زنان و دخترانی که هویت آن ها مشخص نیست، از کاربران درخواست کمک می کردند و یا از آنان می خواستند که به منظور برقراری رابطه نامشروع ابتدا مبالغی را به حسابشان واریز کنند.
در یکی از این موارد کارآگاهان پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات اردبیل، هنگام رصد فضای اینترنت برای شناسایی مجرمان و مقابله با جرایم و تخلفات اینترنتی در یکی از شبکه های اجتماعی با صفحه ای مواجه شدند که در آن صفحه دختری با قرار دادن عکس های زننده خود از شهروندان تقاضای کمک مالی کرده و بدین منظور شماره حسابی را در آن صفحه قید کرده بود و از کاربران خواسته بود چون سرپرستی ندارد تا از وی نگهداری کند، کمک های خود را به این شماره حساب واریز کنند.
کارشناسان پلیس فتا با دیدن این صفحه اجتماعی و تصاویر درج شده در آن به موضوع مشکوک شدند و بررسی خود را برای اطلاع از صحت و سقم ادعاهای نامبرده آغاز کردند.
ماموران پس از تحقیقات فراوان و بررسی شماره حساب متهم، دریافتند که این شماره حساب متعلق به یک پسر جوان است. بنابراین با شناسایی محل زندگی وی، او را دستگیر کردند.
متهم دستگیر شده در بازجویی ها صراحتا به جرم خود اعتراف کرد و گفت: بیکارم و به منظور کسب آسان درآمد چنین نقشه ای به ذهنم خطور کرد.
در مورد دوم نیز پسر جوانی در همدان پس از عضو شدن در یکی از شبکه های اجتماعی، تعدادی عکس با پوشش نامناسب و زننده از زنانی که هویت آن ها نامعلوم است در صفحه ای که ایجاد کرده بود، قرار داده و در این صفحه ضمن معرفی خود به عنوان دختری جوان تقاضای برقراری رابطه نامشروع با کاربرانی که تمایل به انجام آن دارند، کرده و در آن صفحه شماره حسابی را قید کرده بود تا به منظور برقراری ارتباط مبلغی را به این شماره حساب واریز کنند.
این گزارش حاکی است با توجه به حساسیت موضوع و از آن جا که بعید به نظر می رسید زن جوانی با انتشار عکس های خود در اینترنت چنین درخواست های شرم آوری را مطرح کند، گروهی از کارآگاهان پلیس فتا به دستور سرهنگ وطنی رئیس پلیس فتای استان همدان مامور شناسایی این فرد شدند و پس از رصد آدرس اینترنتی و شماره حساب متهم، محل سکونت وی را شناسایی و او را که پسری جوان بود دستگیر کردند.
این متهم نیز هدف خود از این اقدام را کلاهبرداری و کسب درآمد ذکر کرد .
انتقام گیری فیس بوکی پس از شکست عشقی
تحقیقات درباره انتشار تصاویر خصوصی دختری جوان در فیس بوک به دستگیری خواستگار سابق او منجر شد.
چندی قبل دختر جوانی به نام سیمین به دادسرای رسیدگی به جرایم رایانه ای تهران رفت و مدعی شد فرد ناشناسی تصاویر خصوصی اش را در فیس بوک منتشر کرده است. او در این باره گفت: چند روز قبل وقتی می خواستم وارد صفحه فیس بوکم شوم فهمیدم رمز عبور آن تغییر کرده است. تلاش هایم بی فایده بود و متوجه شدم فیس بوکم هک شده است. این همه ماجرا نبود. چرا که چند روز بعد تعداد زیادی عکس خصوصی از من در این صفحه نمایش داده شد و این کار باعث آبروریزی شد. نمی دانم چه کسی این نقشه را کشیده تا با آبرویم بازی کند.
به دنبال این شکوائیه پرونده به کارشناسان پلیس فتا سپرده شد تا آن ها عامل انتشار تصاویر خصوصی دختر جوان را شناسایی کنند. از سوی دیگر چگونگی هک شدن صفحه فیس بوک شاکی نیز مرموز به نظر می رسید و نشان می داد فردی با انگیزه انتقام جویی دست به این کار زده است.
از این رو دختر جوان به دادسرا فراخوانده شد تا در این باره پاسخگو باشد. او به دادیار پرونده گفت طی چند ماه گذشته با هیچ کس درگیری و خصومتی نداشته است و به هیچ کس مظنون نیست.
اما بررسی ها حاکی از آن بود که در پشت پرده این ماجرا یک آشنا قرار دارد.با گذشت چند روز از آغاز تحقیقات دختر جوان بار دیگر به دادسرا رفت و خواستگارش را به عنوان مظنون معرفی کرد.
او در این باره گفت: ۳ ماه قبل جوانی به نام کامران به خواستگاری ام آمد. در همان جلسه اول او از پدرم اجازه گرفت تا در اتاق دیگری با من صحبت کند. آن روز حرف های ما به درازا کشید و حتی درباره فیس بوک با یکدیگر صحبت کردیم و من به طور ناخودآگاه رمز عبور فیس بوکم را به کامران گفتم. جلسه خواستگاری به خوبی پیش رفت اما چند روز بعد وقتی پدرم درباره کامران تحقیق کرد به این نتیجه رسید که او نمی تواند همسر مناسبی برای من باشد. به همین دلیل به او جواب رد دادیم. به احتمال زیاد کامران که از جواب منفی ما ناراحت شده بود برای انتقام جویی دست به این کار زده است.
اطلاعات تازه دختر جوان تحقیقات پلیسی را وارد مرحله تازه ای کرد و چند روز بعد به دستگیری کامران منجر شد. او ابتدا دست داشتن در انتشار تصاویر خصوصی دختر جوان را انکار می کرد اما وقتی مأموران رایانه او را بازرسی کردند راهی برای کتمان واقعیت وجود نداشت.
خواستگار انتقام جو در این باره گفت: من می خواستم با ازدواج کردن سر و سامانی به زندگی ام بدهم اما پدر سیمین با ازدواج ما مخالفت و همه نقشه هایم را نقش بر آب کرد. چند روز بعد از شنیدن جواب رد بود که یاد فیس بوک سیمین افتادم و نقشه انتقام از او و خانواده اش را طراحی و اجرا کردم.
*گذشت از قاتل تازهداماد میانسال
پسر جوانی که مستاجرش را به قتل رسانده بود پنجسال بعد از ارتکاب جنایت با بخشش اولیایدم مقتول از مرگ نجات پیدا کرد.
شامگاه روز پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت سال ۸۵ پسری جوان به نام فرهاد وقتی وارد خانهاش در منطقه بیسیم تهران شد، فهمید مستاجرشان بار دیگر برخلاف تذکرهای قبلی همراه یک زن وارد منزل شده است. او که از رفتارهای مرد میانسال به ستوه آمده بود بلافاصله به طبقه دوم ساختمان رفت تا با محمدرضا صحبت کند اما گفتوگوی آنها به درگیری منجر شد و لحظاتی بعد مرد مستاجر در حالیکه غرق در خون بود به بیمارستان انتقال یافت و در آنجا باوجود تلاشهای کادر درمانی جانش را از دست داد.
بعد از مرگ این مرد کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی به ساختمان محل وقوع جنایت رفتند و تحقیقاتشان را آغاز کردند. آنها در همان بدو امر فهمیدند متهم همراه والدینش در این خانه زندگی میکرد و از مدتها قبل با مستاجرشان که مجرد بود، اختلاف داشت. او بعد از درگیری خونین پا به فرار گذاشته بود به همین دلیل تجسسها برای به دام انداختن وی آغاز و فرهاد ساعاتی بعد در حالیکه در خیابانی نزدیک به محل قتل پرسه میزد دستگیر شد.
او در بازجوییهای اولیه اتهامش را گردن گرفت و گفت: «مدتی بود محمدرضا زنی را همراه خودش به خانه میآورد. این کار او با اعتراض خانوادهام مواجه شده بود. من خودم چند بار به مستاجرمان تذکر داده بودم اما او توجهی نمیکرد و به کارهایش ادامه میداد. شب حادثه وقتی به خانه رفتم دوباره فهمیدم محمدرضا آن زن را به خانهاش آورده و مادرم در نبود من با مستاجرمان سر این موضوع دعوا کرده است. وقتی ماجرا را فهمیدم خیلی عصبانی شدم و سریع به طبقه بالا رفتم تا با محمدرضا صحبت کنم اما او جواب درستی به حرفهایم نداد و از طرفی پسرخواندهاش با شیشه نوشابه به طرفم حمله کرد. در این درگیری شیشه شکست و من آن را به طرف مستاجرمان پرت کردم که وارد گردنش شد و او جان باخت.»
کارآگاهان در ادامه تحقیقات به بازجویی از زنی پرداختند که زمان حادثه در خانه مقتول بود. او گفت: «من و محمدرضا چندی قبل با هم آشنا شدیم و بعد از مدتی تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. ظهر روز حادثه با هم به محضر رفتیم و عقد موقت کردیم و اول شب با خریدن شام به خانه محمدرضا رفتیم اما ناگهان فرهاد وارد خانه ما شد.
شوهرم سعی کرد به او بگوید من همسر قانونی وی هستم اما فرهاد حرفهای محمدرضا را باور نکرد و با شوهرم درگیر شد و او را کشت.»بعد از روشن شدن جزییات قتل پرونده در اختیار قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.
در جلسه دادگاه اولیای دم محمدرضا خواستار قصاص فرهاد شدند و این جوان نیز ضمن دفاع از خودش جزییات ماجرا را شرح داد و در نهایت به مرگ محکوم شد ولی با اعتراض وی قضات دیوانعالی کشور حکم صادره را نقض کردند و این بار پسر جوان در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و مجددا به قصاص محکوم شد و این حکم به تایید دیوانعالی کشور نیز رسید. پس از آن فرهاد در زندان در انتظار مرگ بود و از سوی دیگر با کمک خانوادهاش و با ابراز پشیمانی از کاری که انجام داده بود سعی میکرد رضایت اولیایدم مقتول را جلب کند. سرانجام این اتفاق افتاد و اولیای دم دیروز با مراجعه به دادسرای جنایی تهران اعلام کردند از قصاص و خونخواهی صرفنظر کردهاند. به این ترتیب پسر جوان بار دیگر به زندگی بازگشت.